{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستهایش ...

دستهایش ...

نه عاقدی در کار بود ، نه کاغذی امضاء کردیم
نه قراردادی نوشتیم
ولی چه تعهد شیرینی..
دستهایش مرا به تمام آدمها حرام کرد ...
دیدگاه ها (۲)

خاطراتت را بادکنکی کردم بفرستانمشان هوا ولی انگار انگشتانم د...

ببخش خودت رابرایِ تمامِ راه های نرفته?برایِ تمامِ بی راه های...

وقتـــی دو نفـــر از هـــم جـــدا میشـــن ....دیگه نمیتونن م...

- چه آسان است سخن گفتـن با خـــدا و چه آسان است اورا به خود...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

🔺️🔺️پزشکیان: باید دشمن را وادار کنیم به تفاهم‌نامه پایبند بم...

جهت بی کاری منو سارا سناریو نوشتیم حیح 😍🎀اینو سارا نوشته🤓#رم...

شاهد:🔴دیروز، اولین ایونت مد و فشن توی تبریز برگزار شد و حساب...

🚩 آقایان مسئول، خطبا و مداحان وفاقی و رسانه‌ای‌هایی که مخالف...

🎥 پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتیم و امضا کردیم به نظر...

⁉️آقایان مسئول، خطبا و مداحان وفاقی و رسانه‌ای‌هایی که مخالف...

پارت شش

I can be myself with himPart¹⁰³و شروع کردیم به ادامه شدن..او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط