دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم/ واندرین کار دل خویش بدر

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم/ واندرین کار دل خویش بدریا فکنم/ از دل تنگ گنه کار برآرم آهی/ کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم/مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست/ میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
دیدگاه ها (۳۰)

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم واندراین کار دل خویش به دری...

دیده #دریا کُنَم و #صبر به #صحرا فِکَنَموَاندر این کار دلِ خ...

مایه ی خوشدلی انجاست که دلدار انجاست, میکنم جهد که خود را مگ...

مایه ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاستمی کنم جهد که خود را مگر...

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنمو اندر این کار دل خویش به در...

تویی که تنها میتونی... دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی ق...

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنموندرین کار دل خویش به دریا ف...

دیده دریا کنم و صبر ب صحرا فکنم وندر این کار دل خویش ب دریا...

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنموندرین کار دل خویش به دریا ف...

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنموندرین کار دل خویش به دریا ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط