شوق ،

شوق ،
می ریزد #معطر
از سرا پرده ی صبح

در هر قدم
خوش #نقش و نگار
می زند گره به گره
طرح لبخند تو را

جام خورشید
لبریز می شود
از #شراب ناب اندیشه ی تو

رنگ درمان می پذیرد
تمام #جراحت های فرسوده ی من

می شکافد ذره ، ذره
خاک و گل عشق را
از معمای هزار توی عرش و جهان . . .



#افسانه_کامکار
دیدگاه ها (۱۵)

‌چو از بنفشه‌ی شب، بوی صبح برخیزد، هزار وسوسه در جان من بران...

دوست دارم رد شدن از کوچه ی پاییز رادوست دارم این دل انگیزِ م...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

من که هر شب با خیالت عمر را سر می کنم عشق را در چشم زیبای تو...

من که هر شب با خیالت عمر را سر می کنم عشق را در چشم زیبای تو...

من سراپا همه شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

.تا خیال دلکشت گل ریخت در آغوش چشمصد بهارم نقش زد بر پرده ی ...

ای دل به کوی او ز که پرسم که یار کودر باغِ پر شکوفه که پرسد ...

عاشقانه

ای دل به کوی او ز که پرسم که یار کودر باغِ پر شکوفه که پرسد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط