از اتاق در اومدم رفتم آشپزخونه،به مامانم میگم: مامان جون

از اتاق در اومدم رفتم آشپزخونه،به مامانم میگم: مامان جون ناهارم رو میدی بخورم.
گفت واسه تو ناهار درست نکردم!
گفتم یعنی چی؟
گفت: برو ناهارتو دانلود کن با بچه های گرو ه دور همی بخورید..!
بابام گفت لایک
خواهرم گفت مامان با اجازه ‌‌ copy
میگم مامان اخه گشنمه!
گفت: همین که هست دوس نداری از خانواده left بده😁😃

ولا بوخدا..😎#کمپین_حال_خوب🌷🌱
دیدگاه ها (۱)

جدایی

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

صرفا جهت تنوعاز اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم م...

از اتاق ظهری در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون ناه...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون شام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط