افزودهء ویرایش سوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان - 616»
افزودهء ویرایش سوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان - 616»
_______________________
در سال 448 زادروزی (میلادی) ، پس از درگذشت «ریچیلا» (1) ، که دومین فرمانروای «پادشاهی سوئهبی» (2) بود ، پسر او «ریچیار» (3) ، به فرمانروائی این پادشاهی ، دست یافت ؛ و همچون پدرش ، رویاروئی با «امپراتوری روم باختری» (4) را دنبال کرد (3) . رونهیدنی (قابل توجه) است که مادر «ریچیار» ، دختر «والیا» (5) ، پنجمین فرمانروای «پادشاهی باخترگُت» (6) بوده است (3).
«ریچیلا» (1) ، پدر «ریچیار» (3) ، پیرو «کیش (دین) باستانیبومی ژرمنی» (7) بود ؛ ولی خود «ریچیار» (3) ، پیرو کیششاخهء (مذهب) «کلسدونگرائی (کاتولیکگرائی)» (8) از کیش (دین) «خدایارگرائی ساختگی» (مسیحیت جعلی) (9) بود . پژوهشگران تاریخ ، دربارهء اینکه آیا پدر «ریچیار» ، پسرش را از کودکی ، جوری پرورش داده بود که سرانجام در 32 سالگی ، و پیش از رسیدن به فرمانروائی «پادشاهی سوئهبی» ، به این کیش (دین) و کیششاخه (مذهب) بگرود ، یا اینکه او ، بدون پیشزمینهای و بناگهان ، به این باور ، رویآورده است ؛ ناهمسانی نگره (اختلاف نظر) دیده میشود (3).
«ریچیار» ، دختر «تئودوریک یکم» (10) را به همسری برگزید ؛ و این دختر ، پیرو کیششاخهء (مذهب) آریانگرائی (11) از کیش (دین) «خدایارگرائی ساختگی» (مسیحیت جعلی) بود ؛ و همین همسرگزینی از میان پیروان کیششاخهء (مذهب) «آریانگرائی» (11) ، چرائی (دلیل) آن شد که مردم «پادشاهی سوئهبی» (2) ، به کیششاخهء (مذهب) آریانگرائی (11) از کیش (دین) «خدایارگرائی ساختگی» (مسیحیت جعلی) (9) ، بگروند (3).
«ریچیار» ، به آن اندازه توانمند (قدرتمند) بود که بتواند فلزپولهای (سکههای) خود را بکوبد (ضرب کند) ، و روی آنها ، نیمرخ خود را به نگاره (تصویر) بکشد . بواژگانی دیگر ، او نخستین پادشاه ژرمنتباری بود که فلزپولهائی (سکههائی) بنام او کوبیده شد (ضرب شد) . امروزه ، سه تا از این فلزپولها (سکهها) دردست هستند (8) ؛ که خودگردانی (استقلال) بیکاست (کامل) او از «امپراتوری روم باختری» را پااستوار (ثابت) میکنند . او با «امپراتوری روم باختری» ، رهمندیهائی (روابطی) «چمین و آئینمند» (رسمی) نداشت ؛ و پایابراین (بنابراین) ، کارمندان و یا دادشناسان (وکلای) رومی را نیز ، به کار نمیگرفت ؛ گذشته از اینها ، او بنیادانه (اصولا) ، چمهای (قوانین) رومی را درست نمیدانست (8).
ناگفته نماند که «سانسوریوس» (12) ، فرستادهء (سفیر) «امپراتوری روم باختری» در «پادشاهی سوئهبی» ، که در سال 441 زادروزی (میلادی) ، بدست «ریچیلا» (1) ، دستگیر و زندانی شده بود ؛ در همین سال 448 زادروزی (میلادی) ، کشته شد.
«ریچیار» سپس ، در فوریهء سال 449 زادروزی (میلادی) ، با «باسکها» (13) ، که مانایان (ساکنین) «واسکونیا» (14) بودند ، جنگید تا پیشدرآمدی برای زورگیری (تسخیر) کردن «درهء ایبرو» (15) باشد . «ریچیار» سپس ، در همین سال 449 ، برای دیدن پدرزنش «تئودوریک یکم» (10) ، به «پادشاهی باخترگُت» (6) رفت ؛ ولی پیش از بازگشت به قلمروی خود ، با «باسیلیوس» (16) ، یکی از رهبران «باگوداها» (17) همپیمان (متحد) شد و به «دره ایبرو» و شهر «ساراگوسا» (18) ، تاخت ؛ و حتی با ترفندی وارد شهر «لریدا» (19) شد ؛ و شمار فراوانی از مردمان این سرزمین را به بندگی (به اسیری) گرفت ، ولی نتوانست که این پهنه (منطقه) را زورگیری (تصرف) کند (3).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Rechila
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Kingdom_of_the_Suebi
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Rechiar
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Western_Roman_Empire
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Wallia
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Visigothic_Kingdom
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Germanic_paganism
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Chalcedonian_Christianity
(9) https://m.wisgoon.com/pin/35839788
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Theodoric_I
(11) https://en.wikipedia.org/wiki/Arianism
(12) https://en.wikipedia.org/wiki/Censorius
(13) https://en.wikipedia.org/wiki/Basques
(14) https://en.wikipedia.org/wiki/Vascones
(15) https://en.wikipedia.org/wiki/Ebro
(16) https://en.wikipedia.org/wiki/Basileus
(17) https://en.wikipedia.org/wiki/Bagaudae
(18) https://en.wikipedia.org/wiki/Zaragoza
(19) https://en.wikipedia.org/wiki/Lleida
_______________________
در سال 448 زادروزی (میلادی) ، پس از درگذشت «ریچیلا» (1) ، که دومین فرمانروای «پادشاهی سوئهبی» (2) بود ، پسر او «ریچیار» (3) ، به فرمانروائی این پادشاهی ، دست یافت ؛ و همچون پدرش ، رویاروئی با «امپراتوری روم باختری» (4) را دنبال کرد (3) . رونهیدنی (قابل توجه) است که مادر «ریچیار» ، دختر «والیا» (5) ، پنجمین فرمانروای «پادشاهی باخترگُت» (6) بوده است (3).
«ریچیلا» (1) ، پدر «ریچیار» (3) ، پیرو «کیش (دین) باستانیبومی ژرمنی» (7) بود ؛ ولی خود «ریچیار» (3) ، پیرو کیششاخهء (مذهب) «کلسدونگرائی (کاتولیکگرائی)» (8) از کیش (دین) «خدایارگرائی ساختگی» (مسیحیت جعلی) (9) بود . پژوهشگران تاریخ ، دربارهء اینکه آیا پدر «ریچیار» ، پسرش را از کودکی ، جوری پرورش داده بود که سرانجام در 32 سالگی ، و پیش از رسیدن به فرمانروائی «پادشاهی سوئهبی» ، به این کیش (دین) و کیششاخه (مذهب) بگرود ، یا اینکه او ، بدون پیشزمینهای و بناگهان ، به این باور ، رویآورده است ؛ ناهمسانی نگره (اختلاف نظر) دیده میشود (3).
«ریچیار» ، دختر «تئودوریک یکم» (10) را به همسری برگزید ؛ و این دختر ، پیرو کیششاخهء (مذهب) آریانگرائی (11) از کیش (دین) «خدایارگرائی ساختگی» (مسیحیت جعلی) بود ؛ و همین همسرگزینی از میان پیروان کیششاخهء (مذهب) «آریانگرائی» (11) ، چرائی (دلیل) آن شد که مردم «پادشاهی سوئهبی» (2) ، به کیششاخهء (مذهب) آریانگرائی (11) از کیش (دین) «خدایارگرائی ساختگی» (مسیحیت جعلی) (9) ، بگروند (3).
«ریچیار» ، به آن اندازه توانمند (قدرتمند) بود که بتواند فلزپولهای (سکههای) خود را بکوبد (ضرب کند) ، و روی آنها ، نیمرخ خود را به نگاره (تصویر) بکشد . بواژگانی دیگر ، او نخستین پادشاه ژرمنتباری بود که فلزپولهائی (سکههائی) بنام او کوبیده شد (ضرب شد) . امروزه ، سه تا از این فلزپولها (سکهها) دردست هستند (8) ؛ که خودگردانی (استقلال) بیکاست (کامل) او از «امپراتوری روم باختری» را پااستوار (ثابت) میکنند . او با «امپراتوری روم باختری» ، رهمندیهائی (روابطی) «چمین و آئینمند» (رسمی) نداشت ؛ و پایابراین (بنابراین) ، کارمندان و یا دادشناسان (وکلای) رومی را نیز ، به کار نمیگرفت ؛ گذشته از اینها ، او بنیادانه (اصولا) ، چمهای (قوانین) رومی را درست نمیدانست (8).
ناگفته نماند که «سانسوریوس» (12) ، فرستادهء (سفیر) «امپراتوری روم باختری» در «پادشاهی سوئهبی» ، که در سال 441 زادروزی (میلادی) ، بدست «ریچیلا» (1) ، دستگیر و زندانی شده بود ؛ در همین سال 448 زادروزی (میلادی) ، کشته شد.
«ریچیار» سپس ، در فوریهء سال 449 زادروزی (میلادی) ، با «باسکها» (13) ، که مانایان (ساکنین) «واسکونیا» (14) بودند ، جنگید تا پیشدرآمدی برای زورگیری (تسخیر) کردن «درهء ایبرو» (15) باشد . «ریچیار» سپس ، در همین سال 449 ، برای دیدن پدرزنش «تئودوریک یکم» (10) ، به «پادشاهی باخترگُت» (6) رفت ؛ ولی پیش از بازگشت به قلمروی خود ، با «باسیلیوس» (16) ، یکی از رهبران «باگوداها» (17) همپیمان (متحد) شد و به «دره ایبرو» و شهر «ساراگوسا» (18) ، تاخت ؛ و حتی با ترفندی وارد شهر «لریدا» (19) شد ؛ و شمار فراوانی از مردمان این سرزمین را به بندگی (به اسیری) گرفت ، ولی نتوانست که این پهنه (منطقه) را زورگیری (تصرف) کند (3).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Rechila
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Kingdom_of_the_Suebi
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Rechiar
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Western_Roman_Empire
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Wallia
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Visigothic_Kingdom
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Germanic_paganism
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Chalcedonian_Christianity
(9) https://m.wisgoon.com/pin/35839788
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Theodoric_I
(11) https://en.wikipedia.org/wiki/Arianism
(12) https://en.wikipedia.org/wiki/Censorius
(13) https://en.wikipedia.org/wiki/Basques
(14) https://en.wikipedia.org/wiki/Vascones
(15) https://en.wikipedia.org/wiki/Ebro
(16) https://en.wikipedia.org/wiki/Basileus
(17) https://en.wikipedia.org/wiki/Bagaudae
(18) https://en.wikipedia.org/wiki/Zaragoza
(19) https://en.wikipedia.org/wiki/Lleida
- ۱.۸k
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط