دو چندان می شود با خنده ات گیلاس و ابریشم
دو چندان می شود با خنده ات گیلاس و ابریشم
ولی اخم تو یعنی جنگ بین داس و ابریشم
تکاندی دامنت را دست و پای عابران گم شد
در آن رنگین کمان پونه و ریواس و ابریشم
خرامان می رسی و با رضایت می زند لبخند
خداوندی که خلقت کرده با وسواس و ابریشم
تو ممکن نیستی و بعد از این در خواب هم حتی
نمی سازد کسی تندیس با الماس و ابریشم
نگاهت ضرب خوشبختی است در زیبایی مطلق
چنانکه شانه هایت جمع بین یاس و ابریشم
تفاوت داشتی با حوریان شهر از اول
که ربطی نیست بین طاقه ی کرباس و ابریشم
بگو تعبیر این رویای روشن چیست؟ دیشب هم
به خوابم آمدی با یک بغل احساس و ابریشم
"عبدالحسین انصاری"
ولی اخم تو یعنی جنگ بین داس و ابریشم
تکاندی دامنت را دست و پای عابران گم شد
در آن رنگین کمان پونه و ریواس و ابریشم
خرامان می رسی و با رضایت می زند لبخند
خداوندی که خلقت کرده با وسواس و ابریشم
تو ممکن نیستی و بعد از این در خواب هم حتی
نمی سازد کسی تندیس با الماس و ابریشم
نگاهت ضرب خوشبختی است در زیبایی مطلق
چنانکه شانه هایت جمع بین یاس و ابریشم
تفاوت داشتی با حوریان شهر از اول
که ربطی نیست بین طاقه ی کرباس و ابریشم
بگو تعبیر این رویای روشن چیست؟ دیشب هم
به خوابم آمدی با یک بغل احساس و ابریشم
"عبدالحسین انصاری"
- ۵۰۹
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط