{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو چندان می شود با خنده ات گیلاس و ابریشم

دو چندان می شود با خنده ات گیلاس و ابریشم
ولی اخم تو یعنی جنگ بین داس و ابریشم

تکاندی دامنت را دست و پای عابران گم شد
در آن رنگین کمان پونه و ریواس و ابریشم

خرامان می رسی و با رضایت می زند لبخند
خداوندی که خلقت کرده با وسواس و ابریشم

تو ممکن نیستی و بعد از این در خواب هم حتی
نمی سازد کسی تندیس با الماس و ابریشم

نگاهت ضرب خوشبختی است در زیبایی مطلق
چنانکه شانه هایت جمع بین یاس و ابریشم

تفاوت داشتی با حوریان شهر از اول
که ربطی نیست بین طاقه ی کرباس و ابریشم

بگو تعبیر این رویای روشن چیست؟ دیشب هم
به خوابم آمدی با یک بغل احساس و ابریشم

"عبدالحسین انصاری"
دیدگاه ها (۳)

می روم بی خبر اینبار خیالت راحت«تو بمان و دگران» یار خیالت ر...

روح تورا به جسم غـزل ها دمیده اند معشوقه ای شبیه تو کی آفرید...

دراز کشیده‌امزنم شعری از جنگ می‌خوانَد،همین مانده بودتانک‌ها...

تو و این پرسه های یک نفرهتو و این کوچــه های تکراریشعرهایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط