دو پارتی پارت آخر
#دوپارتی
#هوانگهیونجین
#هیونجین
part :: 2
موضوع :: قتی عضو نهمی و از تو خوشش اومده
علامت ها :: هیونجین🥟 ا/ت🍓
مرد گروگانگیر :: چقدر تو خوشگلی دختر
🍓 :: بهم دست نزننن
مرد گروگانگیر :: کوچولو هر**زه
🍓 :: مرتیکه آشغالللللل ولم کننننن
مرد گروگانگیر :: گوشیتو بده
🍓 :: نمیدم
مرد گروگانگیر :: (زد تو گوشش) گفتم....گوشیتو...بده
🍓 :: منم...گفتم...نمیدم
مرد گروگانگیر :: خودت خواستی...
🍓 :: میخوای چه غلطی کن..(دیگه یه کاری کرد که...)
(کمپانی)
🥟 :: ینی چی...ا/ت اینجا هم نیست..(نفس نفس میزد)ینی کجاست این دختر گوشیشم جواب نمی- نکنه اتفاقی براش افتاده..نه نه فکر بد نکن هیونجین هوووففف نه...
(به گوشی هیونی یکی زنگ زد که شماره ا/ت بود)
🥟 :: زنگ زد...الو..
مرد گروگانگیر :: سلام..
🥟 :: تو..تو..تو کی هستی ؟؟ گوشی ا/ت دست تو مرتیکه چیکار میکنه
مرد گروگانگیر :: آروم برو.. بیا به این آدرس..دوست دختر خوشگلت اینجاست
🥟 :: .......مرتیکه آشغاللل چیکار کردی باهاش
مرد گروگانگیر :: (قطع کرد)
(ویو خونه گروگانگیر)
(دستو پای ا/ت بسته شده بود و پر از خون و کبودی بود..)
🥟 :: ا/تتتتتتتتتتتتتت..... چیکارش کردی..(افتاد رو زمین با زانو و با گریه ادامه داد)نه...قشنگم...زن آینده قشنگم...نه...هق...هق..چیکارش کردی مرتیکههه
مرد گروگانگیر :: (خنده شیطانی)دو میلیارد بده دوست دختر نازتو(همینجور داشت حرف میزد سر ا/ت رو نوازش میکرد) ببر
🥟 :: دستتو بکش بی نام**وس (ذذی خشننن
🥟 :: خفه شو
نویسنده :: چشم)
(چند ساعت بعد خونه هیونجین)
🥟 :: درد داری ؟؟
🍓 :: ...
🥟 :: خوبی ؟؟
🍓 :: ...
🥟 :: از نگرانی مُردم یه چیزی بگو..
🍓 :: درد دارم...خوب نیستم (پوکر)
🥟 :: دوست دارم
🍓 :: چی..؟
🥟 :: از وقتی وارد کمپانی شدی روت کراش بودم و دوستت داشتم
🍓 :: هیونج-(هیونی نزاشت حرفش تموم شه دست به کار شد)
پایان
میدونم گند زدم
#هوانگهیونجین
#هیونجین
part :: 2
موضوع :: قتی عضو نهمی و از تو خوشش اومده
علامت ها :: هیونجین🥟 ا/ت🍓
مرد گروگانگیر :: چقدر تو خوشگلی دختر
🍓 :: بهم دست نزننن
مرد گروگانگیر :: کوچولو هر**زه
🍓 :: مرتیکه آشغالللللل ولم کننننن
مرد گروگانگیر :: گوشیتو بده
🍓 :: نمیدم
مرد گروگانگیر :: (زد تو گوشش) گفتم....گوشیتو...بده
🍓 :: منم...گفتم...نمیدم
مرد گروگانگیر :: خودت خواستی...
🍓 :: میخوای چه غلطی کن..(دیگه یه کاری کرد که...)
(کمپانی)
🥟 :: ینی چی...ا/ت اینجا هم نیست..(نفس نفس میزد)ینی کجاست این دختر گوشیشم جواب نمی- نکنه اتفاقی براش افتاده..نه نه فکر بد نکن هیونجین هوووففف نه...
(به گوشی هیونی یکی زنگ زد که شماره ا/ت بود)
🥟 :: زنگ زد...الو..
مرد گروگانگیر :: سلام..
🥟 :: تو..تو..تو کی هستی ؟؟ گوشی ا/ت دست تو مرتیکه چیکار میکنه
مرد گروگانگیر :: آروم برو.. بیا به این آدرس..دوست دختر خوشگلت اینجاست
🥟 :: .......مرتیکه آشغاللل چیکار کردی باهاش
مرد گروگانگیر :: (قطع کرد)
(ویو خونه گروگانگیر)
(دستو پای ا/ت بسته شده بود و پر از خون و کبودی بود..)
🥟 :: ا/تتتتتتتتتتتتتت..... چیکارش کردی..(افتاد رو زمین با زانو و با گریه ادامه داد)نه...قشنگم...زن آینده قشنگم...نه...هق...هق..چیکارش کردی مرتیکههه
مرد گروگانگیر :: (خنده شیطانی)دو میلیارد بده دوست دختر نازتو(همینجور داشت حرف میزد سر ا/ت رو نوازش میکرد) ببر
🥟 :: دستتو بکش بی نام**وس (ذذی خشننن
🥟 :: خفه شو
نویسنده :: چشم)
(چند ساعت بعد خونه هیونجین)
🥟 :: درد داری ؟؟
🍓 :: ...
🥟 :: خوبی ؟؟
🍓 :: ...
🥟 :: از نگرانی مُردم یه چیزی بگو..
🍓 :: درد دارم...خوب نیستم (پوکر)
🥟 :: دوست دارم
🍓 :: چی..؟
🥟 :: از وقتی وارد کمپانی شدی روت کراش بودم و دوستت داشتم
🍓 :: هیونج-(هیونی نزاشت حرفش تموم شه دست به کار شد)
پایان
میدونم گند زدم
- ۲۴.۶k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط