شعله را سر می کشم با خوشه های خرمنم
شعله را سر می کشم با خوشه های خرمنم
مومن چشم توأم آتش نمیگیرد تنم
راه یعقوبی ترین تقدیر را طی می کنم
یونسم!زندانی دریای سرخ بودنم
عشق، تاوان تبش را از تن سردم گرفت
در شکوه قصر شیرین شدکفن پیراهنم
بیستون خاکستری شد در لهیب آه ها
کوه، در رخت عزای تیشه ی مردافکنم
در تن فرهاد وقتی شور شیرین می وزد
لرزه می افتد به کاخ خسروان میهنم
رقص دلهامان تماشایی ست روی شعله ها
لاله میگوید که طوق خون تان بر گردنم
عشق میداند سیاوش باک از آتش نداشت
قصه ی ققنوس می خوانی که پایانش منم
سرخوش پارسا
♥♥تقدیم با عشق ...♥♥
مومن چشم توأم آتش نمیگیرد تنم
راه یعقوبی ترین تقدیر را طی می کنم
یونسم!زندانی دریای سرخ بودنم
عشق، تاوان تبش را از تن سردم گرفت
در شکوه قصر شیرین شدکفن پیراهنم
بیستون خاکستری شد در لهیب آه ها
کوه، در رخت عزای تیشه ی مردافکنم
در تن فرهاد وقتی شور شیرین می وزد
لرزه می افتد به کاخ خسروان میهنم
رقص دلهامان تماشایی ست روی شعله ها
لاله میگوید که طوق خون تان بر گردنم
عشق میداند سیاوش باک از آتش نداشت
قصه ی ققنوس می خوانی که پایانش منم
سرخوش پارسا
♥♥تقدیم با عشق ...♥♥
- ۱.۷k
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط