من‌چه‌کردم‌که‌زِ‌وصل‌توجداافتادم؟

من‌چه‌کردم‌که‌زِ‌وصل‌توجداافتادم؟
جرمم‌این‌دان‌که‌زِ‌جان‌دوست‌ترت‌میدارم !

#اقاجانم
#فرارےازغوغایـ‌‌جهان
دیدگاه ها (۴)

به قول جناب اوحدیدل ترا دوست تر از جان دارد من از آن دوست تر...

مثل دیروز تو را دوست ندارم دیگر متحول شده‌ام دوست ترت میدارم...

با هم کلمه ای بشنویم

نمیدونم

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

ادیت خودم اسکی به شرط آیدی اوکیه

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

تو میراث بهارانی و من هم زادهء بارانبگو کی میرسد فصل جدایی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط