پارت۴

دوساعت گذشت اعضا رفتن ات داشت میرفت اتاق
_ات وایسا کارت دارم
+ب...بله
_بیا اینجا
+باشه
ته یه پاکت سیگار از کشو درآورد
_این چیه
+ن..نمی دونم
_نمیدونی
+سیگاره خب به من چه
_به تو چه ولی توی جیب شلوارت پیدا کردم
سیگار میکشی
+آ...آره ببخشید
_ببخشید؟ ببخشید ؟دیگه چه آسیبی مونده به خودت نزنی (عربده)
با دادی که زد بچه زد زیر گریع ات بغلش کرد
+آخ مامانی گریه نکن چیزی نیست
ات رفت بالا تو اتاق بچه رو خوابوند ته رو مبل خوابش برده بود وسایلش رو جمع کرد یه نامه گذاشت و رفت خونه ی خودش
دیدگاه ها (۳)

مربی موتور سوار

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

{ خوانواده بی ارامش }

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

رمان :(تا وقتی عاشقت شدم )

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط