دریاست دو چشم تو چه مشکی و چه آبی
دریاست دو چشم تو چه مشکی و چه آبی
زیباست لبان تو چو یاقوت مذابی
باغیست تنت سبزتر از سبزی جنگل
هر میوه اش آغشته به دریای شرابی ..
برهم زده ای جاذبه ی روی زمین را
هر ذره به سوی تو رود با چه شتابی!
بر آن شدم از وحشت چشمت بگریزم
مهر تو ولی بسته به پاهام طنابی ..
یکبار تورا دیدم و صد بار دلم را
با دوری خود کشتی و دیگر چه حسابی ؟
چون سیل شدی آمدی و ولوله کردی
چون زلزله بستی کمرت را به خرابی ..
گیسو بتکان دختر زیبای غزلها
آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی ؟
دیشب زدم از خواجه پی هر دومان فال
می گفت : «حلال است به ایام شبابی »
آزاد و رها گشتنم از بند تو سخت است
ورنه که حبس قفس تو چه عذابی !؟
زندان اگر آغوش تو، سلول تو بازوست
به به ... که چه بندی ، چه قرنطینه ی نابی ......
زیباست لبان تو چو یاقوت مذابی
باغیست تنت سبزتر از سبزی جنگل
هر میوه اش آغشته به دریای شرابی ..
برهم زده ای جاذبه ی روی زمین را
هر ذره به سوی تو رود با چه شتابی!
بر آن شدم از وحشت چشمت بگریزم
مهر تو ولی بسته به پاهام طنابی ..
یکبار تورا دیدم و صد بار دلم را
با دوری خود کشتی و دیگر چه حسابی ؟
چون سیل شدی آمدی و ولوله کردی
چون زلزله بستی کمرت را به خرابی ..
گیسو بتکان دختر زیبای غزلها
آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی ؟
دیشب زدم از خواجه پی هر دومان فال
می گفت : «حلال است به ایام شبابی »
آزاد و رها گشتنم از بند تو سخت است
ورنه که حبس قفس تو چه عذابی !؟
زندان اگر آغوش تو، سلول تو بازوست
به به ... که چه بندی ، چه قرنطینه ی نابی ......
- ۱.۶k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط