تاریخ مانشگاههای خاور و باختر (اردوگاههای شرق و غرب) (بخش پنج) (ویرایش 6)
تاریخ مانشگاههای خاور و باختر (اردوگاههای شرق و غرب) (بخش پنج) (ویرایش 6)
_____________________________
هنگامیکه لشگرهای «ایران ساسانی» در مرزهای «فراز باختری» (شمال غربی) ، درگیر جنگ با «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بودند و به پیروزی بر «امپراتوری روم خاوری» بسیار نزدیک شده بودند (1) ؛ سپاه «خانفرمائی باختری ترک» (2) ، به سرکردگی «تون یابقوخان» (3) ، به سرزمین «کوهکاس پدفرازی» (قفقاز جنوبی) از قلمروی «ایران ساسانی» تاخت (4)(5) و هراکلیوس (6) ، امپراتور «امپراتوری روم خاوری» نیز ، با سپاه پاسداران (محافظان) کسیناش (شخصیاش) نیز ، پس از چند روز به کمک این «ترکها» شتافت ، و سرانجام ، سپاه کوچک ایران ، که در این پهنه (منطقه) ، نگهبانی میداد ؛ از این دوسپاه ترک و رومی شکست خورد ؛ و هراکلیوس ، تا کاخ تیسفون پیشروی کرد و خسروپرویز را کشت ، و «شیرویه» {قباد دوم} (7) که فرزند خسروپرویز از همسر رومیاش بود را از زندان آزاد کرد ، و او را به شاهنشاهی «ایران ساسانی» رساند . «شیرویه» ، که گوش بفرمان هراکلیوس بود ، همهء لشگرهای «ایران ساسانی» را از رزملبههای (جبهههای) فراز باختری (شمال غربی) باز گرداند و شکست از روم خاوری را پذیرفت ؛ ولی پس از شش ماه ، «شیرویه» در پی دچار شدن به طاعون ، جان باخت.
پس از جان باختن «شیرویه» ، «جنگ درونی (داخلی)» میان دو تیرهء (طایفهء) «اشکانی» {پهلوی} و «پارس» ، در «ایران ساسانی» براه افتاد ، و سرانجام پس از چند بار دستبدست شدن فرپیشهء (مقام) شاهنشاهی میان این دو تیره ؛ دو سو (طرف) ، پذیرفتند که نوهء هشت سالهء «خسروپرویز» و شهبانو«شیرین» ، با فرنام (لقب) «یزدگرد سوم» ، که از خاندان پارس بشمار میرفت ، به شاهنشاهی «ایران ساسانی» برسد ؛ ولی «رستم فرخزاد» ، سپهبد پهلویتیره ، فرمانروابجای (نایب السلطنهء) شاهنشاه خردسال «ایران ساسانی» بشود ؛ و کنشانه (عملا) ، راهبرش (ادارهء) کشور را بدست خود بگیرد.
هراکلیوس ، امپراتور روم خاوری (بیزانس) ، که با درگذشت «شیرویه» {قباد دوم} ، امیدش به ناامیدی دگرش (تغییر) یافته بود ؛ و از آشتی پیش آمده میان دو تیرهء اشکانی {پهلوی} و پارس ، ناخرسند شده بود ؛ و پیشبینی میکرد که «ایران ساسانی» پس از چند سال ، دوباره توانمند شود ؛ به یکی دیگر از همپیمانان خود ، که «عرب های حجاز» بودند ، دستور داد تا با تازشهای (حملات) بزنگاهجویانهء (فرصت طلبانهء) خود ، «ایران از هم پاشیده از سومین تازش ترک ها» را شکست بدهند ، و آرزوی دیرینهء «رومی ها» را برآورده سازند . این آرزوهای رومی ها برابر بوده اند با:
1- نابود کردن فرآوریشیوهء (شیوهء تولید) خویشفرمائیگرائی و برپاسازی فرآوریشیوهء بردهدارسالاری بجای آن
2- نابود کردن دین زرتشت ، که پشتیبان خویشفرمائیگرائی و دشمن بردهدارسالاری بود
3- کنار گذاشته شدن فرمانروائی «ایرانی» بر «مردم و سرزمین ایران» ، برای همیشه
«عربها» ، با این دستور هراکلیوس ، از سال 633 زادروزی (میلادی) ، به سود «امپراتوری روم خاوری» ، جنگ خود با «ایران ساسانی» را آغاز کردند ؛ و تا سال 652 زادروزی ، 95 درصد قلمروی پهناور «ایران ساسانی» را زورگیری (تسخیر) کردند ؛ و با گرفتن سرمایههای مردم «ایران ساسانی» ، ایرانیان را «بردهء» خود کردند ؛ و «خویشفرمائیگرائی» را نابود کردند ؛ و همچنین دین زرتشت را برچیدند . با نابود شدن «ایران ساسانی» ، بدست «عربها» ، برونانه (در واقع) «مانشگاه خاور» (اردوگاه شرق) ، و یا همان مانشگاه (اردوگاه) پشتیبان «خویشفرمائیگرائی» ، از میان برداشته شد ، و در همهء جهان ، «مانشگاه باختر» (اردوگاه غرب) ، در سراسر جهان ، یکهتاز شد.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine%E2%80%93Sasanian_War_of_602%E2%80%93628
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Western_Turkic_Khaganate
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Tong_Yabghu_Qaghan
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Third_Perso-Turkic_War
(5) https://m.wisgoon.com/pin/30952664
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Heraclius
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Kavad_II
_____________________________
هنگامیکه لشگرهای «ایران ساسانی» در مرزهای «فراز باختری» (شمال غربی) ، درگیر جنگ با «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بودند و به پیروزی بر «امپراتوری روم خاوری» بسیار نزدیک شده بودند (1) ؛ سپاه «خانفرمائی باختری ترک» (2) ، به سرکردگی «تون یابقوخان» (3) ، به سرزمین «کوهکاس پدفرازی» (قفقاز جنوبی) از قلمروی «ایران ساسانی» تاخت (4)(5) و هراکلیوس (6) ، امپراتور «امپراتوری روم خاوری» نیز ، با سپاه پاسداران (محافظان) کسیناش (شخصیاش) نیز ، پس از چند روز به کمک این «ترکها» شتافت ، و سرانجام ، سپاه کوچک ایران ، که در این پهنه (منطقه) ، نگهبانی میداد ؛ از این دوسپاه ترک و رومی شکست خورد ؛ و هراکلیوس ، تا کاخ تیسفون پیشروی کرد و خسروپرویز را کشت ، و «شیرویه» {قباد دوم} (7) که فرزند خسروپرویز از همسر رومیاش بود را از زندان آزاد کرد ، و او را به شاهنشاهی «ایران ساسانی» رساند . «شیرویه» ، که گوش بفرمان هراکلیوس بود ، همهء لشگرهای «ایران ساسانی» را از رزملبههای (جبهههای) فراز باختری (شمال غربی) باز گرداند و شکست از روم خاوری را پذیرفت ؛ ولی پس از شش ماه ، «شیرویه» در پی دچار شدن به طاعون ، جان باخت.
پس از جان باختن «شیرویه» ، «جنگ درونی (داخلی)» میان دو تیرهء (طایفهء) «اشکانی» {پهلوی} و «پارس» ، در «ایران ساسانی» براه افتاد ، و سرانجام پس از چند بار دستبدست شدن فرپیشهء (مقام) شاهنشاهی میان این دو تیره ؛ دو سو (طرف) ، پذیرفتند که نوهء هشت سالهء «خسروپرویز» و شهبانو«شیرین» ، با فرنام (لقب) «یزدگرد سوم» ، که از خاندان پارس بشمار میرفت ، به شاهنشاهی «ایران ساسانی» برسد ؛ ولی «رستم فرخزاد» ، سپهبد پهلویتیره ، فرمانروابجای (نایب السلطنهء) شاهنشاه خردسال «ایران ساسانی» بشود ؛ و کنشانه (عملا) ، راهبرش (ادارهء) کشور را بدست خود بگیرد.
هراکلیوس ، امپراتور روم خاوری (بیزانس) ، که با درگذشت «شیرویه» {قباد دوم} ، امیدش به ناامیدی دگرش (تغییر) یافته بود ؛ و از آشتی پیش آمده میان دو تیرهء اشکانی {پهلوی} و پارس ، ناخرسند شده بود ؛ و پیشبینی میکرد که «ایران ساسانی» پس از چند سال ، دوباره توانمند شود ؛ به یکی دیگر از همپیمانان خود ، که «عرب های حجاز» بودند ، دستور داد تا با تازشهای (حملات) بزنگاهجویانهء (فرصت طلبانهء) خود ، «ایران از هم پاشیده از سومین تازش ترک ها» را شکست بدهند ، و آرزوی دیرینهء «رومی ها» را برآورده سازند . این آرزوهای رومی ها برابر بوده اند با:
1- نابود کردن فرآوریشیوهء (شیوهء تولید) خویشفرمائیگرائی و برپاسازی فرآوریشیوهء بردهدارسالاری بجای آن
2- نابود کردن دین زرتشت ، که پشتیبان خویشفرمائیگرائی و دشمن بردهدارسالاری بود
3- کنار گذاشته شدن فرمانروائی «ایرانی» بر «مردم و سرزمین ایران» ، برای همیشه
«عربها» ، با این دستور هراکلیوس ، از سال 633 زادروزی (میلادی) ، به سود «امپراتوری روم خاوری» ، جنگ خود با «ایران ساسانی» را آغاز کردند ؛ و تا سال 652 زادروزی ، 95 درصد قلمروی پهناور «ایران ساسانی» را زورگیری (تسخیر) کردند ؛ و با گرفتن سرمایههای مردم «ایران ساسانی» ، ایرانیان را «بردهء» خود کردند ؛ و «خویشفرمائیگرائی» را نابود کردند ؛ و همچنین دین زرتشت را برچیدند . با نابود شدن «ایران ساسانی» ، بدست «عربها» ، برونانه (در واقع) «مانشگاه خاور» (اردوگاه شرق) ، و یا همان مانشگاه (اردوگاه) پشتیبان «خویشفرمائیگرائی» ، از میان برداشته شد ، و در همهء جهان ، «مانشگاه باختر» (اردوگاه غرب) ، در سراسر جهان ، یکهتاز شد.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine%E2%80%93Sasanian_War_of_602%E2%80%93628
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Western_Turkic_Khaganate
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Tong_Yabghu_Qaghan
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Third_Perso-Turkic_War
(5) https://m.wisgoon.com/pin/30952664
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Heraclius
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Kavad_II
- ۶.۶k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط