رمان نقاب عشق پارت ۷

خواستم بخوابم که...
مامانم صدام کرد
مامانم. ارسلان بدو بیا اینجا
ارس. ای بابا اومدم مامان
مامام. بدو
ارس. جانم
مامانم. این دختره کیه
ارس. کدوم دختره
مامانم. خودتو به اون راه نزن نیکا همچیو بهم گفت
ارس. ای بابا حوصله داری
مامانم. گفتم این دختره کیه
ارس. کدوم دختره (با داد)
همون لحظه گوشیم زنگ خورد دیانا بود
مامانم. آها این کیه دخترست آره
ارس. وای مامان بس کن
مامانم. گوشیو جوای بده
ارس. باشه
مکالمه اردیا:)
دیا.الو ارسلان خوابی
ارس. نه خوابم
دیا. شـوخیــ نکن
ارس. باشه
دیا. چرا پکری
ارس. با مامانم دعوام شده
دیا. اوکی
ارس. فردا میای بریم شمال
دیا. نه
ارس. چرا
دیا. چون مامان بابام و خواهر برادرم میخوان برن شیراز من خونه باید بمونم و از خونه مراقبت کنم
ارس. آها
دیا. تو بیا خونه ی ما
ارس. کی میرن؟
دیا. همین الان رفتن
ارس. خب من الان میام اونجا
دیا. بیا خوش اومدی
ارس.من تا نیم ساعت دیگه اونجام
دیا.باش
#پایان_مکالمه
مامانم.کی بود
ارس.ولم کن
رفتم وسیله هام و جمع کردم
داشتم میرفتم
مامانم.کجا
ارس.خونه دوستم
مامانم.پیشه دختره
ارس.یه بار دیگه بگی دختره من میدونم و تو(باداد)
از خونه زدم بیرون

رسیدم خونه دیانا....

خماری خوش بگذره✨💫✌🏻✌🏻
دیدگاه ها (۱)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 011"""""""""""""""""""""""""""""""...

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

اورلورا

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

COERCION

جند پارتی تهیونگ

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط