{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب هفتم محرم.

شب هفتم محرم.

این شب به نام علی اصغر شش ماهه امام حسین(ع) نامگذاری شده است.
وقتی امام حسین(ع) دید جوانان و دوستانش همه کشته شده اند٬تصمیم گرفت خود به جنگ دشمن برود و خون دلش را نثار دوست کند
امام حسین(ع)به سوی خیمه آمد و به خواهر خود زینب فرمود:فرزند خردسال مرا بیاور تا با او وداع کنم.امام٬علی اصغرش را گرفت٬همینکه خواست او را ببوسد حرملة بن کاهل٬تیر سه شعبه ای به سوی آن کودک پرتاب کرد٬که آن تیر به گلوی علی اصغر اصابت نمود و او را ذبح کرد.امام حسین(ع) دست خود را زیر خون گلوی علی اصغر گرفت و چون دستش پر از خون شد به سوی آسمان پاشید.قطره ای از آن خون به زمین نیفتاد و برنگشت.سپس فرمود:آنچه مصیبت وارده را بر من آسان میکند این است که خداوند میبیند
.
《برگرفته از:مقتل الحسین خوارزمی》

السلام و علیک یا علی اصغر .


شب هفتم محرم : بامداد چهارشنبه .
29/7/1394 - ساعت : (00:10 ) بامداد
دیدگاه ها (۱۹)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

#لیلة‌المبیت و توطئه سران قریش براى کشتن پیامبر (صلى اللّه ع...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

جمـــع آوری پارچه های عـــزا و سیاه از حـــرم مطهـــر سیدالش...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط