قسمت هفت ادامه
در جمع پسرا....
شوگا : ای مرضو بایید کمک کنین من خوابم میاد
جین : فکر کرده رییسه دخترهی اسکل
نامجون : ما باها شون هم سفریم باید کمک شون کنیم
وی : بروبابا مگه ما حمالیم مطمئنا اگه بریم بهمون میگن برین اینو بیارین این کنین اون کنین...من حوصله ندارم....(+_+)
جیهوپ : جمع کنین خودتو نو پاشین مگه ندیدن اگه با چاقوش کاری کنه چی؟؟؟ ها ؟
کوک : یه دختر نحیف چیکار میتونه بکنه لابد فقط برای ترسوندن ما بوده
وی: ماهم که خوب ترسیدیم جواب سوالشو دادیم
جیمین : من که خیلیی گسنمه پاشین جمع کنین مگه قراره آپولو هوا کنین یه غذا پختنه ها !!!
نامجون : اصلا من لیدرم من میگم میریم حرف نباشه حرکت
( جمع کردن و رفتن دیدن دخترا مشغول کارن و چقدر دقیق کاملا متفاوت با فکر اونا )
روبی
از دور دیدم دارن میان به دخترا گفتم کارو آروم انجام بدن تااونا کارای سنگینو انجام بدن ....
وقتی رسیدن فلای اشتباهی دستشو برید و جیمین دوید طرفش
: بده من من میکنم
~ممنون (سرخ شد بدبخت)
ولی ولف همش در غضب بود نمی دونم چرا رفتم پیشش
+ ولف چته
# در تفکر خاطره ای بد
+ نکنه همون.....
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉 #تکست_خاص #تنهایی
شوگا : ای مرضو بایید کمک کنین من خوابم میاد
جین : فکر کرده رییسه دخترهی اسکل
نامجون : ما باها شون هم سفریم باید کمک شون کنیم
وی : بروبابا مگه ما حمالیم مطمئنا اگه بریم بهمون میگن برین اینو بیارین این کنین اون کنین...من حوصله ندارم....(+_+)
جیهوپ : جمع کنین خودتو نو پاشین مگه ندیدن اگه با چاقوش کاری کنه چی؟؟؟ ها ؟
کوک : یه دختر نحیف چیکار میتونه بکنه لابد فقط برای ترسوندن ما بوده
وی: ماهم که خوب ترسیدیم جواب سوالشو دادیم
جیمین : من که خیلیی گسنمه پاشین جمع کنین مگه قراره آپولو هوا کنین یه غذا پختنه ها !!!
نامجون : اصلا من لیدرم من میگم میریم حرف نباشه حرکت
( جمع کردن و رفتن دیدن دخترا مشغول کارن و چقدر دقیق کاملا متفاوت با فکر اونا )
روبی
از دور دیدم دارن میان به دخترا گفتم کارو آروم انجام بدن تااونا کارای سنگینو انجام بدن ....
وقتی رسیدن فلای اشتباهی دستشو برید و جیمین دوید طرفش
: بده من من میکنم
~ممنون (سرخ شد بدبخت)
ولی ولف همش در غضب بود نمی دونم چرا رفتم پیشش
+ ولف چته
# در تفکر خاطره ای بد
+ نکنه همون.....
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉 #تکست_خاص #تنهایی
- ۴.۶k
- ۰۲ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط