شاید تو نمی‌دانی ؛

شاید تو نمی‌دانی ؛
اما دلم می‌خواست من آن پنهان زندگی تو باشم . .
من آن باشم که اشتباهم تو را به هم ریخته ،
با خودت لج کرده‌ای و به هر دری می‌زنی فراموشم کنی . .
تا درست نزدیك لحظه‌ای که با خودت فکر می‌کنی همه چیز تمام شده و موفق شده‌ای فراموشم کنی ؛ برگردم ، و مثل یك اتفاق ناگهانی تو را بی‌ثبات‌ترین آدمِ دنیا بکنم . .
قید همه چیز را بزنی ، همه را فراموش کنی ؛
آغوش مرا با چشمهایت التماس کنی :)!💙'
#حامد_رجب‌پور

💠 @e_adab 💠
دیدگاه ها (۰)

دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو فقط...

آرامش.......

🌱عزیزکم،دنیا آن‌قدر به تو فرصت نمی‌دهدکه تمام عمرت را صرفِ غ...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

آقای ترامپ قمارباز! حریفت منم!✍ سید علیرضا آل‌داود ترامپ می‌...

#وقت_عاشقی... وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏خدایا...در این سکوتِ زیبای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط