{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی سوزم ز سودایی

نمی سوزم ز سودایی
که بر خیزد از او آهی
در این ماتم سرا هردم
بسوزد هر شبانگاهی
نمی بازم به هر سازی
که در خود دارد آوازی
برنده ای ندارد عشق
که خون گردد به هر نازی
نمی نازم به آوازی
ندارد در پی ش رازی
که بر سرخی خون یارا
طرح باور اندازی
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

زندان خویشتن شدماز جسم و جان خسته اماز این نفس از آن قفساز آ...

این گناه من نیستکه درگیر سکوتماز سوز عطش تشنه یعمق برهوتمافت...

ای روزنه ی پنداردر حصار این دیواردشوارترین پیکارتاریک ترین آ...

قبله گاه و کعبه ، حریم ِ دل اوست این خانه ی دل جایگه و محفل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط