پارت ۱۹
پارت ۱۹
کوک: اوف باشه نمیگم....اما الان بهتری؟
کاترین: اره بابا خوبم....میگم کی مرخص میشم؟
کوک: دکتر گفت چونکه خانم کاتربن خیلی هرکوله میتونه مرخص بشه بعدم هیچی نیمشه😑خب بابا دو دقیقه دندون به جیگر بزار یکم تحمل کن خوب بشی بعد بیا داد و بیداد کن
کاتربن: برو خداتو شکر کن مریضم وگرنه الان دودمانتو به باد میدادم....برو برام غذا بخر بیار گشنمه
کوک: گلوت اسیب دیده باید سوپ بخوری فعلا
کاترین: برو بابا بمولا سوپ غذا نیستتت.....
کوک: دیگه بسه...دکرت گفته غذای نرم باید بخوری.....
کاترین : اما من مرغ سوخاری میخوامم🥺
کوک: نچ نچ نچ
دکتر: خب خب میبینم که باز خانم کاترین اینجاس......مگه نگعتم مراقب خودتون باشید کاترین خانم!!؟
کاترین: خب چیزه.....من......بخاطر یه فردی مجبور شدم با یکی دهن به دهن بشم
کوک: 😤😑
دکتر: خیلی خب حالا.........الان بهترید
کاترین: اره خیلی خوبم....میتونم برم؟؟
دکتر: 😐😐عزیزم شما باید حداقل د روز استراحت کنید
کاترین: چییییی؟؟؟؟دو روز ؟؟؟؟ تو این دو روز مامانم سکته میکنه.......نه نمبشه من باید امروز تا قبل ساعت ده خونه باشم وگرنه....پخ پخ.....
دکتر: شما باید به اوناهم خبر بدید.....
کانرین: نههههه....بهشون نگفتید که....
مامان ک: دخترممممممممممم.....😭(دویید طرف کاترین)
کاترین: وادفاککککک....مامان؟؟؟
کوک و دکی: 🤐🤐
بابای ک: دخترک عزیزم...چت شده
کاتربن: مامان بابا من خوبم....فقط یکم گلوم اسیب دیده
مامان ک: همش تغصیر این پسره....استغفرلله.....اصلا من موندم چرا با این اشنا شدی.....باید از سرکارش میومدی بیرون...فقط بهت اسیب میزنه
بابای ک: اره دخترم....چفدر منو مامانت بهن گفتیم....
کاترین: بابا مامان اروم تر داد نزنید اینجا بمیارستانه....جونگ کوکم بیچاره کاره ای نیست...تغصیر خودم بود
کوک: 😔😔😔😔
عام من تنهاتون میزارم
کاتربن: کوک رفت بیرون.....بیاین دیدید ناراحت شد
مامان ک: بعنم.......بمنچه.....دخترم تو باید به فکر خودت باشی نه به فکر اون......
بابای ک: بزار من برم با دکرت حرف بزنم
کوک: اوف باشه نمیگم....اما الان بهتری؟
کاترین: اره بابا خوبم....میگم کی مرخص میشم؟
کوک: دکتر گفت چونکه خانم کاتربن خیلی هرکوله میتونه مرخص بشه بعدم هیچی نیمشه😑خب بابا دو دقیقه دندون به جیگر بزار یکم تحمل کن خوب بشی بعد بیا داد و بیداد کن
کاتربن: برو خداتو شکر کن مریضم وگرنه الان دودمانتو به باد میدادم....برو برام غذا بخر بیار گشنمه
کوک: گلوت اسیب دیده باید سوپ بخوری فعلا
کاترین: برو بابا بمولا سوپ غذا نیستتت.....
کوک: دیگه بسه...دکرت گفته غذای نرم باید بخوری.....
کاترین : اما من مرغ سوخاری میخوامم🥺
کوک: نچ نچ نچ
دکتر: خب خب میبینم که باز خانم کاترین اینجاس......مگه نگعتم مراقب خودتون باشید کاترین خانم!!؟
کاترین: خب چیزه.....من......بخاطر یه فردی مجبور شدم با یکی دهن به دهن بشم
کوک: 😤😑
دکتر: خیلی خب حالا.........الان بهترید
کاترین: اره خیلی خوبم....میتونم برم؟؟
دکتر: 😐😐عزیزم شما باید حداقل د روز استراحت کنید
کاترین: چییییی؟؟؟؟دو روز ؟؟؟؟ تو این دو روز مامانم سکته میکنه.......نه نمبشه من باید امروز تا قبل ساعت ده خونه باشم وگرنه....پخ پخ.....
دکتر: شما باید به اوناهم خبر بدید.....
کانرین: نههههه....بهشون نگفتید که....
مامان ک: دخترممممممممممم.....😭(دویید طرف کاترین)
کاترین: وادفاککککک....مامان؟؟؟
کوک و دکی: 🤐🤐
بابای ک: دخترک عزیزم...چت شده
کاتربن: مامان بابا من خوبم....فقط یکم گلوم اسیب دیده
مامان ک: همش تغصیر این پسره....استغفرلله.....اصلا من موندم چرا با این اشنا شدی.....باید از سرکارش میومدی بیرون...فقط بهت اسیب میزنه
بابای ک: اره دخترم....چفدر منو مامانت بهن گفتیم....
کاترین: بابا مامان اروم تر داد نزنید اینجا بمیارستانه....جونگ کوکم بیچاره کاره ای نیست...تغصیر خودم بود
کوک: 😔😔😔😔
عام من تنهاتون میزارم
کاتربن: کوک رفت بیرون.....بیاین دیدید ناراحت شد
مامان ک: بعنم.......بمنچه.....دخترم تو باید به فکر خودت باشی نه به فکر اون......
بابای ک: بزار من برم با دکرت حرف بزنم
۱۱.۸k
۰۹ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.