تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم
به جانت چشم زخم اید چو می گویند تحسینم
دیدگاه ها (۱۴)

ای عشق! چه در شرح تو جز عشق

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

آن کسی که وابسته به دولت امریکاستو می‌گویند کار بدون آنها جل...

با آدم چشم و دل سیر هرگز به مشکل نمی‌خوری. حرف می‌زنه و عمل ...

ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را و تو آن را به کسی؛ وا...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

می‌دانم که پایان این داستانِ خیالی به جایی ختم نمی‌شود؛ اما ...

سردار فدوی: ملوانان کشتی‌ها به ما می‌گویند نمی‌خواهند از مسی...

مردم گویند چه خواهد شد...!؟ما می‌گوییم: تو می‌آیی... 🤍سلام ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط