{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیزده بدر من یه حال دیگه ای داشت یه حس دیگه اولین بار بود

سیزده بدر من یه حال دیگه ای داشت یه حس دیگه اولین بار بود که به جای خودم به فکر بقیه بودم نگرانی دلم از اینکه یکی باشه امروز اما فردا نباشه اما خدایی خیلی دوس داشتم بین همه فقط من نباشم مهم نیست واسم اینکه دل کسی واسم تنگ بشه یانه فقط اون مهمه واسم می دونم چندی گناه نکردم علی الاقل حق کسی گردنم نیست اون صدامو می شنوه می دونه چه حالیم خوده خدام می دونه چند بار بهش گفتم که این جونو ببر پیش خودت ولی خب خودش می دونه شاید دفترم سیاهه نیاز به پاک کن داشته باشه واسه همینه که...
واسه همه دعا کردم شمام واسم دعا کنید عقل تو کلم بیادخدام خیلی هوامو داره ولی من چرا قدردانش نیستم نمی دونم
جاتون خالیه اینجا حرم #علی #بن#مازیار#حالش#حاله#دله#باید #باشی#تا#بفهمی
دیدگاه ها (۱۰)

درود....نمی دونم ولی قرار درباره خیلی چیزهای حرف بزنم یه معر...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

내 생일 축하해.🎂امروز یه سال دیگه به سال های زندگیم اضافه شد :))))...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

نیاز می دونم این جمله "" هر چیزی قیمت خودش رو داره "" رو یکم...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

36partجونگ‌کوک با اون نگاهِ تیز و سردش، مستقیم رفت سمتِ دیوا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط