🌹از اول محرّم اتفاقات مختلفی افتاده بود و مهری را حسابی ف

🌹از اول محرّم اتفاقات مختلفی افتاده بود و مهری را حسابی فکری کرده بود. غیر از پیام اول محرم امام که شور عجیبی در دل همه انداخته بود، پیام امام در دوم محرم هم همه را تکان داد. امام گفته بود ، همه سربازها از سرباز خانه ها فرار کنند. صدقه منزوی و یکی، دو تا از بچه های کلاس گفته بودند که برادرهایشان همه موهایشان را زده اند تا ارتشی ها آنها را با سربازها اشتباه بگیرند و کسی به سرباز فراری ها کار نداشته باشد.

🌹همان روزها بود که محمد علی سر سفره شام با هیجان تعریف کرد که با چشم های خودش دیده که تو صحن حرم یک پرده قرمز رنگ به چه بزرگی از این طرف صحن زده بودند به آن طرفش و رویش پیام امام را نوشته بودند که از سرباز خانه ها فرار کنید و هیچکس نمی دانست چه کسانی این کار را کرده اند!

#دختران_هم_شهید_می_شوند
#شهیده_مهری_زارع_عباس_آباد
#ده_دی
دیدگاه ها (۰)

برای کودکان به بهترین شیوه از امام حسین(ع) حرف بزنیم! (1)بی ...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

با اینکه فاجعه زلزله غرب کشور همه ما را متاثر کرده و تعداد ک...

آقازاده ای که به طرف سیاست نرفت و طلاقش داد.قد و قیافه و ح...

پارت اول ویلن دکو

#ar #p2 ... (آرام) روبه روی درخت تنومندی می ایستم! ا...

دیده بودم دخترهای فراری قیافه‌های عجیب و کتک‌خورده‌ای دارند ...

چگونه-با_پدرت-آشنا-شدم؟-۲۳-نامه شماره بیست و سه «قانون جذب!»...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم؟!مونا زارعنامه شماره ۲...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۹صبحِ روزِ بعد، نورِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط