#مکالمه دو #جنین در شکم #مادر: ⇩

#مکالمه دو #جنین در شکم #مادر: ⇩

اولی: تو به زندگی بعد #زایمان #اعتقاد داری؟
🔹 ‍ دومی: آره #حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با #دهن چیزی بخوریم

🔹 ‍ اولی: امکان نداره.
ما با #جفت #تغذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه #دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشون بده.
دومی: شاید #مادرمونم ببینیم

🔹 ‍ اولی: مگه تو به #مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش
دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

🔹 ‍ اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگه ساکت #ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی….

این #مکالمه چقدر آشناس….!!!
تا حالا بودن #خدا را اینطوری به #همین #سادگی #حس نکرده بودم؛ ⇦
دیدگاه ها (۷)

انگار من توی هیچ جمعی جا نمی‌شم؛ همیشه یه گوشه‌ام، همیشه ساک...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

#دوست‌پسر_شیطون_منPart:12ویو هیونجین:نابی دستاشو دور گردنم ح...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁷ویو میکا_____دستمو برد...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

پارت ۳۹

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگکوک:اما پدر جئون...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

وقتی برای اولین بار میزننمون. #اد__jennie🎀#سناریو🐺 بنگ‌چانوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط