من پیشمرگ کوردم و تفنگم از خون میروید.
من پیشمرگ کوردم و تفنگم از خون میروید.
من شعله وار در خرمن شب زبانه میکشم
من گرم واتشین به انجماد فصل سرد می وزم
من مهربان گلهای خونم را بر گیسوان کودکان گرسنه می نشانم من عصاره خشم رنجبران جهانم.
من پیشمرگ کوردم
قلبم برای تو می تپد
ای دورترین انسان رنج دیده زمین.
من پیشمرگ کوردم .
قلبم برای تو می تپد
و شعر بزرگ ازادی را با خون خویش برای تو می سرایم.
من پیشمرگ کوردم
جلال ملکشاە
من شعله وار در خرمن شب زبانه میکشم
من گرم واتشین به انجماد فصل سرد می وزم
من مهربان گلهای خونم را بر گیسوان کودکان گرسنه می نشانم من عصاره خشم رنجبران جهانم.
من پیشمرگ کوردم
قلبم برای تو می تپد
ای دورترین انسان رنج دیده زمین.
من پیشمرگ کوردم .
قلبم برای تو می تپد
و شعر بزرگ ازادی را با خون خویش برای تو می سرایم.
من پیشمرگ کوردم
جلال ملکشاە
- ۱.۱k
- ۱۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط