{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستانی کوتاه و جالب ! پیشنهاد میکنم حتما بخونید!

داستانی کوتاه و جالب ! پیشنهاد میکنم حتما بخونید! درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هرکدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران میکنند. ناگهان،یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.
او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود،اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذارد.و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.
صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب میپردازد.
قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
مزرعه دار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت میدهد.
تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود می برد.
داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه دوست خودش را یکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است.
در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمیدارد و می گوید از اتاق ها خوشش نیامده و شهر را ترک می کند.
در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است. ولی بهرحال همه شهروندان در این هنگام بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و با یک انتظار خوشبینانه به آینده نگاه میکنند!!!
دیدگاه ها (۲۲)

یوهانس ورمیر (به هلندی: Johannes Vermeer) (زاده ۳۱ اکتبر ۱۶۳...

اسکناس ۱۰۰یورییدرست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند ...

درکنار یکی از سواحل دریای سیاه باران می بارد، و شهر کوچک هما...

100 یوروئیدرست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و...

داستان کوتاهاسکناس 100 یوروییدرست هنگامی که همه اهالی شهر سا...

عجیب و خواندنی در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگا...

در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک ...

در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک ...

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط