Crazy Silence....

Crazy Silence....
پارت هفدهم ....
______________
ویو ا.ت
ات:خب مرد X همون جانگ هوسوگ خودمونه ...
نامجون:چی میگی ا.ت ؟! از کجا آنقدر مطمئنی ؟!
ات:درواقع باید بگم حدود دو یا سه ماهی میشه این قضیه رو میدونیم
ته:میدونیم؟!...پس چرا به ما نگفتید؟!...دیگه کی می‌دونه ؟!
ات:فقط من و جونگکوک میدونستیم و نگفتیم چون مدرک کافی نداشتیم
جین:الان مدرک دارید؟!
#آره ...ما تونستیم با استفاده از یه برنامه صدای کسی که ا.ت رو تهدید می‌کرد رو پیدا کنیم ...از طرف دیگه گم شدن اون سرنخ داخل دفتر ا.ت یه نقشه بود که من کشیدم ....من به ا.ت گفتم همچین چیزی رو به جیهوپ بگیم تا ببینیم ری اکشنش چیه اونم همون شب اون رو دزدید ...
جین:از کجا مطمئنی کوک دوربین ها هک شده بودن ...
#همه دوربین ها هک نشده بودند ...زیر میز ا.ت یخ دوربین خیلی کوچیک قرار داره که کلا بحثش با بقیه دوربین ها جداست ...اون همه تصاویر جیهوپ رو ظبط کرده...
تهیونگ:خب زنگ بزنید از رئیس چو حکم بازداشت بگیرید ...
#لازم نیست ...
نامجون:چرا؟!
#چون کسی که باید حکم های این پرونده رو بده جلوتون وایستاده
جین:تو؟!
#نه ا.ت...
همه:چی؟!
ته:این داره درست میگه ا.ت!؟ تو شدی سرپرست این پرونده ؟!....
ات:از اولش بودم ....
نامجون :چرا نگفتی پس....
ات:خواست خود رئیس چو بود که تا وقتی چیزی پیدا نکردم نگم ...
ته:خب الان باید چیکار کنیم؟!
#باید بریم جیهوپ رو دستگیر کنیم تا جای دیگه نرفته ...
ات:نمیره جایی...اون خیالش راحته که ما حالا حالا ها نمی‌فهمیم... حکم رو مهر و امضا می‌کنم ....خودمون میریم هیچ پلیس دیگه ایی نباید بیاد ...
جین:اون خطرناکه ممکنه ...
ات:هیونگ نمیتونیم نیرو زیاد استفاده کنیم ....نامجون هیونگ ماشین ...
نامجون:همین یه بار....جین هم رانندگی می‌کنه ...بریم ....
سمت خونه ا.ت حرکت کردند ....
بعد از یه ربع رسیدند و همه با هم پیاده شدند ...
جیهوپ در رو باز کرد ...
_سلام بچه ها ...خوش اومدید بیاید داخل ....راستی مرد X چیشد!؟ پیدا کردید؟!
ات:اره پیدا کردیم
_چه خوب کی هست حالا؟!
#...
ادامه کامنتتتت
نظر یادت نره رفیق!
#bts#army#BANGTAN#BTS#ARMY#fake#J_HOPE
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

مافیای من

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

وقتی بهمون خیانت میکنن و میگناعضا:ببخشید ات(با بغض)دوستمون:ج...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط