.

.
اشعث می‌آمد و یک‌جوری پیچ موتور ماشین #مقاومت امیرالمؤمنین(ع) را شل می‌کرد. یعنی یک کمی شل می‌کرد، بعد می‌داد به دست بقیه
.
ادامه متن قبل
#نفوذ_و_نفوذ_پذیران
.
یک عده #خوارج هم بودند دیگر - یعنی تولید شدند- از این طرف امیرالمؤمنین علی(ع) می‌رفت خوارج را کنترل کند و مهار کند، اشعث آتش می‌آورد،
آتش‌بیار معرکه می‌شد و این خوارج را دوباره شلوغش می‌کرد.
حضرت می‌رفت یک‌جوری اینها را آرام می‌کرد رام می‌کرد دوباره اشعث می‌رفت شلوغ می‌کرد.
قصه‌هایش مفصل است، اگر بخواهم بگویم
.
از آن‌طرف خوارج چطور؟
حالا آنها آدم‌های نفهمی بودند که یک انتظارات بی‌جایی از امیرالمؤمنین علی(ع) داشتند
ولی یکی از حرف‌هایشان-به علی(ع)- این بود این اشعث در دستگاه شما چکار می‌کند؟
(انساب‌الاشراف/2/370؛ موسعة‌التاریخ‌الاسلامی/5/240)
خب آقا امیرالمؤمنین(ع) هم -به خاطر برخی - #مصلحت‌ها، با این اشعث چکار باید می‌کرد؟
اگر بگوییم خوارج غلط می‌گویند؟
نه! چون واقعاً #اشعث_نامرد است.
اگر بگوییم علی(ع) اشعث را بیرون بیاندازد؟
خیلی از مصالح وجود داشت.
بالاخره اشعث کاری کرد که #امیرالمؤمنین علی(ع) نتوانست فرجام صفین را خوب تمام کند و به پایان برساند.
این اشعث یک بساطی داشت!
.
#استاد_پناهیان #پناهیان #پناهیانی
.
کانال تلگرام پناهیانی
https://telegram.me/panahiani
.
دیدگاه ها (۶)

💠کشوری به ایران حمله کرد، شعار تسلیم بی‌قیدوشرط داد، عالی‌تر...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

پیروان حق ....

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط