چشمِ خود بستم که دیگر چشمِ مستش ننگرم

چشمِ خود بستم که دیگر چشمِ مستش ننگرم

ناگهان
دل داد زد:

"دیوانه!
من
می‌بینمش"



#شهریار
دیدگاه ها (۱۸)

من و عشق و دل دیوانه بساطی داریمعقل هی فلسفه می‌بافد و ما می...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

👌اشک چشم دل شکسته خونه ویران می کند 💯😟🖤💔

☆دل سپردم بر دلت دلدار من دل دل چرادل بده بر دل ز دل با دل س...

ترا می‌خواهم ای دیرینه‌ی دلخواهکه با ناز گل رویا شکفتی به هر...

شهریار، شاعر لحظه‌های عاشقانه و دلتنگی‌های انسانی، با شعرهای...

💜🤍... دِلِ❤ مَـــــنکُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــوَ ط...

در یک جمله بگمدر حقیقت می شود با چشم‌هایت حرف زد شکل ادم های...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

‏«کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط