🔴 چرا باید بلندگوی رایگانِ تهدیدهای دشمن باشیم؟!
🔴 چرا باید بلندگوی رایگانِ تهدیدهای دشمن باشیم؟!
فرض کنید یک مقام سیاسی یا نظامی خارجی، پشت تریبون میرود و ایران را تهدید میکند.
هنوز سخنانش تمام نشده که هزاران نفر در داخل کشور، داوطلبانه مشغول ترجمه، بازنشر، تحلیل و بزرگنمایی همان تهدید میشوند!
یکی تیتر میزند: «هشدار بیسابقه!»
دیگری مینویسد: «اتفاقات خطرناکی در راه است!»
سومی هم با چند علامت تعجب، به مردم توصیه میکند خودشان را برای بدترین شرایط آماده کنند!
و اینجاست که یک سؤال مهم پیش میآید:
چه کسی گفته هر تهدیدی که علیه ما مطرح میشود، باید فوراً به مهمترین خبر زندگی ما تبدیل شود؟
در جنگ روانی، گاهی هدف یک پیام، بیش از آنکه اطلاعرسانی باشد، اثرگذاری بر ذهن و رفتار مخاطب است.
یک تهدید ممکن است برای مصرف داخلی، چانهزنی دیپلماتیک، آزمودن واکنش طرف مقابل یا ایجاد نگرانی عمومی طراحی شده باشد.
اما وقتی بدون بررسی و زمینهسنجی آن را بازنشر میکنیم، ناخواسته به گسترش اثر همان پیام کمک میکنیم.
دشمن برای رساندن پیامش به جامعه ما، نباید از خودِ ما شبکه توزیع رایگان دریافت کند!
البته این سخن به معنای پنهانکردن واقعیت یا بیاعتنایی به خطر نیست.
تفاوت بزرگی است میان «آگاهکردن مردم» و «تکثیر اضطراب».
رسانه مسئول، تهدید را بررسی میکند، گوینده و زمینه سخن را میشناسد، توانایی واقعی را از ادعای تبلیغاتی جدا میکند و سپس، بهاندازه اهمیت خبر، درباره آن اطلاعرسانی میکند.
از امروز، پیش از انتشار هر پیام تهدیدآمیز، فقط سه سؤال بپرسیم:
این خبر چقدر معتبر است؟ چه چیز تازهای به دانستههای ما اضافه میکند؟ و بازنشر آن چه فایدهای برای مخاطب دارد؟
قرار نیست چشممان را بر تهدید ببندیم؛ قرار است ذهنمان را بیحساب در اختیار تهدیدکننده نگذاریم.
گاهی نخستین پیروزی در جنگ روانی، همین است که اجازه ندهیم دیگران دستور کار ذهن ما را تعیین کنند.
فرض کنید یک مقام سیاسی یا نظامی خارجی، پشت تریبون میرود و ایران را تهدید میکند.
هنوز سخنانش تمام نشده که هزاران نفر در داخل کشور، داوطلبانه مشغول ترجمه، بازنشر، تحلیل و بزرگنمایی همان تهدید میشوند!
یکی تیتر میزند: «هشدار بیسابقه!»
دیگری مینویسد: «اتفاقات خطرناکی در راه است!»
سومی هم با چند علامت تعجب، به مردم توصیه میکند خودشان را برای بدترین شرایط آماده کنند!
و اینجاست که یک سؤال مهم پیش میآید:
چه کسی گفته هر تهدیدی که علیه ما مطرح میشود، باید فوراً به مهمترین خبر زندگی ما تبدیل شود؟
در جنگ روانی، گاهی هدف یک پیام، بیش از آنکه اطلاعرسانی باشد، اثرگذاری بر ذهن و رفتار مخاطب است.
یک تهدید ممکن است برای مصرف داخلی، چانهزنی دیپلماتیک، آزمودن واکنش طرف مقابل یا ایجاد نگرانی عمومی طراحی شده باشد.
اما وقتی بدون بررسی و زمینهسنجی آن را بازنشر میکنیم، ناخواسته به گسترش اثر همان پیام کمک میکنیم.
دشمن برای رساندن پیامش به جامعه ما، نباید از خودِ ما شبکه توزیع رایگان دریافت کند!
البته این سخن به معنای پنهانکردن واقعیت یا بیاعتنایی به خطر نیست.
تفاوت بزرگی است میان «آگاهکردن مردم» و «تکثیر اضطراب».
رسانه مسئول، تهدید را بررسی میکند، گوینده و زمینه سخن را میشناسد، توانایی واقعی را از ادعای تبلیغاتی جدا میکند و سپس، بهاندازه اهمیت خبر، درباره آن اطلاعرسانی میکند.
از امروز، پیش از انتشار هر پیام تهدیدآمیز، فقط سه سؤال بپرسیم:
این خبر چقدر معتبر است؟ چه چیز تازهای به دانستههای ما اضافه میکند؟ و بازنشر آن چه فایدهای برای مخاطب دارد؟
قرار نیست چشممان را بر تهدید ببندیم؛ قرار است ذهنمان را بیحساب در اختیار تهدیدکننده نگذاریم.
گاهی نخستین پیروزی در جنگ روانی، همین است که اجازه ندهیم دیگران دستور کار ذهن ما را تعیین کنند.
- ۱۴۴
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط