{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام و درود خدمت کاربران عزیز و گرامی ویسگون.

سلام و درود خدمت کاربران عزیز و گرامی ویسگون.

دیشب خواب عجیبی دیدم که باعث شد چند موضوع قدیمی دوباره در ذهنم زنده شود. در خواب دیدم که «کیلمستر» همچنان در ویسگون فعالیت می‌کرد و محمدرضا نیز صفحه‌ای جدید با آیدی Sigma Solider God ساخته بود. نکته جالب این بود که در یکی از کلمات این آیدی، ظاهراً یک حرف دو بار تکرار شده بود؛ با این حال، متأسفانه پس از بیدار شدن دقیقاً به خاطر نداشتم که این تکرار مربوط به کدام کلمه بوده است؛ شاید Sigma به صورت Siggma، شاید God به صورت Ggod یا حتی Soldier به صورت Solidder. در هر صورت، جزئیات خواب را نمی‌توانم با قطعیت بیان کنم.

اما موضوع اصلی چیز دیگری است.

مدتی است یک سؤال عجیب در ذهن من باقی مانده: چرا تقی آمد، همه‌چیز را به هم ریخت و سپس ناپدید شد؟

من زمان قابل‌توجهی را صرف پیدا کردن او در تلگرام کردم. در گپ‌هایی که گفته می‌شد قطعاً در آنها حضور داشته یا شاید همچنان داشته باشد جست‌وجو کردم، اما هیچ سرنخ مشخصی از او پیدا نکردم.

با این حال، یک سؤال بسیار عجیب‌تر وجود دارد:

تقی از کجا می‌دانست «شیخ ابو منصور» چه کسی است؟

مدتی قبل، تا جایی که به خاطر دارم، یک گپ تلگرامی با نام «حرمسرا» ایجاد کردم. در ابتدا تنها دو نفر را به آن گپ دعوت کردم؛ محمدرضا و خیرالله. پس از آن، خودم نیز با یک حساب کاربری دیگر وارد گپ شدم. نام آن حساب را شیخ ابو منصور گذاشتم و وانمود کردم فردی ناشناس و مرموز است که به‌تازگی وارد گپ شده است.

هدف من از این کار صرفاً این بود که واکنش محمدرضا را بررسی کنم.

بنابراین، تا جایی که من می‌دانستم، تنها افراد حاضر در آن ماجرا که از نام «شیخ ابو منصور» اطلاع داشتند، همان چند حساب محدود داخل گپ بودند.

اما اتفاق عجیبی رخ داد.

در ویسگون متوجه شدم تقی صفحه‌ای با نام شیخ ابو منصور ساخته است.

اعتراف می‌کنم که در آن لحظه واقعاً متعجب شدم. سؤال اصلی برای من این بود که:

این اسم چگونه به دست تقی رسیده بود؟

هرچقدر موضوع را بررسی کردم، پاسخ روشنی پیدا نکردم. بعدها مستقیماً از خود تقی پرسیدم که از کجا فهمیده «شیخ ابو منصور» کیست. پاسخ او این بود که طوطو این موضوع را به او گفته است و سپس آیدی محمدرضا را نیز در اختیار من قرار داد.

اما اینجا ماجرا عجیب‌تر شد.

محمدرضا گفت که اساساً هیچ‌وقت در جایی نام «شیخ ابو منصور» را مطرح نکرده است.




در حال حاضر نیز تحقیقات و بررسی‌هایی درباره قیصر انجام می‌دهم و به مرور به نکات و سرنخ‌هایی می‌رسم که برای خودم قابل‌تأمل هستند.

متأسفانه قیصر دیگر حضور ندارد و همین موضوع بررسی ماجرا را دشوارتر کرده است. با این حال، هرچه بیشتر درباره اتفاقات گذشته فکر می‌کنم، بیشتر این احساس را پیدا می‌کنم که شاید قیصر در مقطعی قصد داشته بخشی از هویت یا واقعیت پشت پرده خود را آشکار کند و پس از آن، به شکلی کامل از صحنه خارج شود.

البته تأکید می‌کنم که اینها صرفاً ابهامات شخصی من هستند و قصد ندارم بدون مدرک، شخص خاصی را متهم کنم. اما کنار هم قرار گرفتن این اتفاقات برای من بیش از حد عجیب است و باعث شده همچنان درباره منشأ این اطلاعات فکر کنم.

اما یک چیز برای من روشن است:

هنوز تمام قطعات این پازل کنار هم قرار نگرفته‌اند.

و تا زمانی که پاسخ سؤال‌های اصلی پیدا نشود، این پرونده برای من همچنان باز خواهد ماند.

با احترام
دکتر نوریانی
دیدگاه ها (۷)

🤣🤣🤣🤣

به چیزای بزرگی برخوردم درمورد محمدرضا و قیصر و کیلمستر

انتشار بیانیه دکتر نوریانی تا ساعاتی دیگر

سید🥹💞

🔬 یک سؤال، از یک درد شروع شد...من رابرت برنا (RABERT BENA) ه...

🔬 یک سؤال، از یک درد شروع شد...من رابرت برنا (RABERT BENA) ه...

🔬 هر شیار روی زبان، شاید یک سؤال بی‌پاسخ برای علم باشد...امر...

بسم الله الرحمن الرحیم یادداشت قسمت دوم :پاسخ داد :به نظرم ب...

🚨 «کمک در راهه» یا آغاز یک فاجعه؟آن‌هایی که چشم به «عمو ترام...

رابرت برنا

🔬 دانشمندان جهان؛ چرا هنوز درمان واقعی زبان شیاردار ساخته نش...

🤖 دیگر با یک چت‌بات طرف نیستیم...تصور کن فقط هدفت را بگویی:«...

رابرت برنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط