هرچندکه اندام تو برف سبلان است /
هرچندکه اندام تو برف سبلان است /
از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است /
یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد /
تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است /
بازار طلا نیست اگر موی طلاییت /
با هر وزش باد چرا در نوسان است؟ /
سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس /
در عشق تو سیال تنم در فوران است /
تا بره ی چشمان تو را گرگ ندزدد /
در مرتع گیسوت، دلم چشم چران است /
هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت /
آن سوی دگر خاطره ات در میعان است / باران تن ت کاش بر این خانه ببارد /
هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!
مجید آژ
از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است /
یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد /
تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است /
بازار طلا نیست اگر موی طلاییت /
با هر وزش باد چرا در نوسان است؟ /
سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس /
در عشق تو سیال تنم در فوران است /
تا بره ی چشمان تو را گرگ ندزدد /
در مرتع گیسوت، دلم چشم چران است /
هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت /
آن سوی دگر خاطره ات در میعان است / باران تن ت کاش بر این خانه ببارد /
هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!
مجید آژ
- ۷۷۷
- ۱۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط