{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من روزم را باآفتاب روی تو

من روزم را باآفتاب روی تو
کزمشرق خیال دمیده است
آغازمیکنم
من با تومینویسم ومیخوانم
من با توراه میروم وحرف میزنم
وز شوق این محال
که دستم بدست توست
من جاے راه رفتن پروازمیکنم
دیدگاه ها (۱)

بعیونـی لـو بیـڪ الخـلل؟صدگنـی مـو شغلـة غـزلمـن تمشـی خطوات...

صغیـــــرة وعلیـــــــــها اسلوببس الله ساتــــــــــرلو دخـ...

مندست از " سرت" بر نمیدارم تا وقتی که آرام بزاریَش روی شانه ...

💕 ✨ جَهــانـم تــــویی💕 ✨ چنــان دورٺ بِگـــردَم💕 ✨ ڪه هیچڪس...

Dead bride...

پارت ۱۰ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط