روي دستش "پسرش" رفت ولي "قولش نه"
روي دستش "پسرش" رفت ولي "قولش نه"
نيزه ها تا "جگرش" رفت ولي "قولش نه"
اين چه خورشيد غريبي است كه با حال نزار
پاي "نعش قمرش" رفت ولي "قولش نه"
شير مردي كه در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "كمرش" رفت ولي "قولش نه"
هر كجا مينگري "نام حسين است و حسين"
اي دمش گرم "سرش" رفت ولي "قولش نه"
*السلام عليك يا اباعبدالله الحسين*
نيزه ها تا "جگرش" رفت ولي "قولش نه"
اين چه خورشيد غريبي است كه با حال نزار
پاي "نعش قمرش" رفت ولي "قولش نه"
شير مردي كه در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "كمرش" رفت ولي "قولش نه"
هر كجا مينگري "نام حسين است و حسين"
اي دمش گرم "سرش" رفت ولي "قولش نه"
*السلام عليك يا اباعبدالله الحسين*
- ۳۹۱
- ۱۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط