{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهایی

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهایی
که مانده پشت ابهامت دلم با راز، تنهایی

شکایت می کنم ازغم درون دادگاه دل
دوباره می برد با خود مرا سرباز ،تنهایی

شده همدم به شبهایم درودیوار این خانه
وساعت باز میخواند به دل آواز، تنهایی

تولد یافت در فصل بهارم عشق بی رنگی
ندارد انتها انگار این آغاز ،تنهایی

چرا ای آسمان جایی نداری تا رها باشم؟
که با قلبی ترک خورده کنم پرواز ،تنهایی
دیدگاه ها (۵)

.نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا ...

شاه دلم قهر مکن،من شده ام گدای عشقگر چه ستم روا کنی،جان و تن...

عشق یعنے در ڪنارش حس آرامش ڪنےبوسہ را پیوستہ از لبہاے او خوا...

پُرم از درد این ردِپا .......پایی که رفت و ردش نرفت ….....

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهاییکه مانده پشت ابهامت دلم با ر...

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهاییکه مانده پشت ابهامت دلم با ر...

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهاییکه مانده پشت ابهامت دلم با ر...

می نویسم من برایت از دلم می کنم افشا من امروز راز خویشتو برا...

می نویسم من برایت از دلم می کنم افشا من امروز راز خویشتو برا...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط