{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

●●●●●●▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬●●●●●

●●●●●●▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬●●●●●

با یه عده طـــلبه آمدند قم. همه شهــــید شدند الا محــــسن.
خواب امام حسیــــــن'ع' رو دیده بود.

آقــــــا بهش گفته بود:
"کارهات رو بکن این بـــار دیگه بار آخــــره "

یه ســـــربند داده بود به یکےاز رفقاش،گفته بود #شهید که شدم ببندیدش به ســـــینه ام.آخه از آقا خواســـتم بےســــر شهید شم.
با چند تا از فرماندهان رفته بود توی دیدگـــــاه.
گلوله 120خورده بود وسطـــــــشون جنـــــازه اش که اومد،ســـــر نداشت.

سربند رو بستیم به سیـــنه اش..روی سربند نوشته بود ؛
"أنا زائر الحســــــین ع"


خوش به سعادتش...:'(
دیدگاه ها (۵)

برای ما که دلمان این روزها پیش نفس های غمناک این سرزمین است ...

آرامش نه عاشق بودن است،نه گرفتن دستی که محرمت نیست…نه حرف ها...

حتما بخونید...:'( ناگفته‌های مادر غواص شهیدبه نام خدامادر غو...

خدایا!دلمان را به تو می سپاریمدلی که همچون یک دفتر پر است از...

..با یه عده طـــلبه آمدند قم.همه شهــــید شدند الا محــــسن....

زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.رهبر انقلاب

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

یه سربند داده بود؛ گفت:شهید که شدم ببندیدش بهسینه ام... پیکر...

یه سربند داده بود؛ گفت:شهید که شدم ببندیدش بهسینه ام... پیکر...

ب سوزش سینه حضرت زهرا (س)نمی رسهاواسط اردیبهشت ماه61،مرحله ی...

شهیدی که زائر امام رضا شدزنگ در خونه رو می زدن ولی هر چی می ...

⭕ شهیدی که زنده زنده سوخت و آه نکشید

حرفهای یک بسیجی‌که زنده زنده سوخت!اگر به چشمان خودم ندیده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط