من دختر بودنم را دوست دارم…
من دختر بودنم را دوست دارم…
نه اینکه همیشه خشنود باشم…اما دوست دارم…
همین که از یک دستبند رنگی رنگی سرخوش میشوم…
همین که میتوانم موهایم را بلند بلند…کوتاه کوتاه کنم
و چیز شگفت آوری نباشد این کوتاه وبلند کردنها…
همین که میتوانم ارغوانی وآبی وزرد وصورتی وقرمز بپوشم…
همین همدم مادر بودن…مورد اعتماد پدر بودن را…
همین که میتوانم مادری کنم…
آسان اشک بریزم…آسان بخندم…
همین نیرومند بودن را….همین نازک بودن و شکیبایی را
دوست دارم…
نه اینکه همیشه خشنود باشم…اما دوست دارم…
همین که از یک دستبند رنگی رنگی سرخوش میشوم…
همین که میتوانم موهایم را بلند بلند…کوتاه کوتاه کنم
و چیز شگفت آوری نباشد این کوتاه وبلند کردنها…
همین که میتوانم ارغوانی وآبی وزرد وصورتی وقرمز بپوشم…
همین همدم مادر بودن…مورد اعتماد پدر بودن را…
همین که میتوانم مادری کنم…
آسان اشک بریزم…آسان بخندم…
همین نیرومند بودن را….همین نازک بودن و شکیبایی را
دوست دارم…
- ۱.۹k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط