تو
تو
به گونه ای متفاوت از دیگران،
زندگی می کنی...
بارها خیره شدم به لب هایت...
زیر چشمی نگاه کردم
که چگونه برای پرنده ها دانه می ریزی...
.
تو از اتفاقات خوب زمینی!
و وقتی کانال های تلویزیون را عوض می کنی،
ملیّت ها، پا به پای نگاه تو کوچ می کنند!
.
پرده ی پنجره را،
کنار می زنی
آفتاب سرک می کشد به انتهای اتاق...
.
از بی بی خاتون شنیده ام
شوهرش صدای ساز تو را که می شنود،
دردهایش از حیاط فرار می کنند
همانطور که بچه های دبستان کوچه مان،
به عشق دیدن تو، می دوند!
.
بعضی از آدم ها،
بی دلیل شبیه ماه می شوند...
بی دلیل شبیه گُل!
.
تو
به گونه ای متفاوت از دیگران،
زندگی می کنی...
و دلیل کشف هزاران راز عجیبی...
مثلا:
وقتی به دریا می رسی،
جنازه های غرق شده،
به ساحل می آیند!
نیما معماریان
به گونه ای متفاوت از دیگران،
زندگی می کنی...
بارها خیره شدم به لب هایت...
زیر چشمی نگاه کردم
که چگونه برای پرنده ها دانه می ریزی...
.
تو از اتفاقات خوب زمینی!
و وقتی کانال های تلویزیون را عوض می کنی،
ملیّت ها، پا به پای نگاه تو کوچ می کنند!
.
پرده ی پنجره را،
کنار می زنی
آفتاب سرک می کشد به انتهای اتاق...
.
از بی بی خاتون شنیده ام
شوهرش صدای ساز تو را که می شنود،
دردهایش از حیاط فرار می کنند
همانطور که بچه های دبستان کوچه مان،
به عشق دیدن تو، می دوند!
.
بعضی از آدم ها،
بی دلیل شبیه ماه می شوند...
بی دلیل شبیه گُل!
.
تو
به گونه ای متفاوت از دیگران،
زندگی می کنی...
و دلیل کشف هزاران راز عجیبی...
مثلا:
وقتی به دریا می رسی،
جنازه های غرق شده،
به ساحل می آیند!
نیما معماریان
- ۳.۳k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط