پارت ۱ فیک عشق در نگاه اول ؟؟
پارت ۱ ( عشق در نگاه اول ؟)
از زبان ا/ت :
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم ای خدا دوباره دیرم شده بود 😬😑 سریع مسواک زدم صورتم رو شستم و لباس پوشیدم (اسلاید ۲ ) به طرف بانک حرکت کردم (ا/ت تو بانک کار میکنه با اینکه مامان و باباش پولدارن💰 ولی خودش از بچگی به این شغل علاقه منده) به بانک که رسیدم به رییس سلام کردم
رئیس : چرا اینقدر دیر کردی 🧐🙄
ا/ت : ببخشید از این به بعد سعی میکنم زودتر بیام ( با لحن بسیار سرد و بی تفاوت) 😐
رییس : ایندفعه میبخشمت 😪
اَه دلم میخواست خفش کنم باشه حالا یزره دیر کردم میخواد منو بخوره 😬
رفتم نشستم سر جام
به لونا با لحن خسته ای سلام کردم 👋
اونم که به این رفتار من عادت کرده بود با انرژی گفت
لونا : سلام چطوری 🤪
منم به نشونه خوبم سرمو تکون دادم
بعد از چند دقه یه پسر خوشگل اومد 😁 هر چقدر سعی کردم نگاهش نکنم نتونستم
از لونا سوالی پرسید
لونا : لطفاً به باجه شماره ۳ مراجعه کنید 🙏
پسر اومد نشست رو به روی من و به من گفت که میخواد کارتی که گم کرده رو بسوزونه منم ازش اطلاعات کارت رو گرفتم
از زبان جیمین:
دختر خیلی خوشگل و خوش صدا😍 و همچنین سرد و بی احساس بود 🙁
اطلاعات کارت رو که دادم بعد از چند دقه گفت
ا/ت : ببخشید ولی مطمئنید که میخواین این کارت رو بسوزونید آخه اینکه فقط ۳ دلار توشه😄 با کمی خنده
جیمین : بله شما مشکلی دارید ؟ 🤷♀
ا/ت : بله متاسفم
از حرفش خیلی ناراحت شدم ولی به روی خودم نیاوردم ☹️
از زبان ا/ت :
نباید اون حرفو بهش میزدم گناه داشت شاید وضع مالی خوبی نداشت کاش میتوانستم کمکش کنم 😕لبخند تلخی زدم و به کارم ادامه دادم 😢
از زبان جیمین :
کارمو که انجام دادم از بانک خارج شدم یه چند جا دیگه هم کار داشتم بعد انجام کارا پیاده به سمت خونه حرکت کردم که دیدم بارون گرفت😖 منم چتر ☔ نداشتم پس سعی کردم سریع تر حرکت کنم که یهو یه ماشین کنارم بوق زد برگشتم دیدم که .....
از زبان ا/ت :
بعد از پایان ساعت کاری سوار ماشین شدم 🚘به سمت خونه حرکت کردم تو راه بودم که دیدم جیمین (اسمش رو از روی کارت بانکیش دیده بودم ) داره با قدم های سریع رد میشه چتر ☔ هم نداره😶😐 گفتم بزار کمکی کرده باشم نگه داشتم و بوق زدم که متوجه من بشه
برگشت و منو که دید لبخندی زد انگار که من فرشته نجاتش بودم 😂
از زبان جیمین: برگشتم دیدم .......
ادامه دارد اگه شما لایک کنید اگه خوشتون اومد بعدی رو هم میزارم 😁
از زبان ا/ت :
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم ای خدا دوباره دیرم شده بود 😬😑 سریع مسواک زدم صورتم رو شستم و لباس پوشیدم (اسلاید ۲ ) به طرف بانک حرکت کردم (ا/ت تو بانک کار میکنه با اینکه مامان و باباش پولدارن💰 ولی خودش از بچگی به این شغل علاقه منده) به بانک که رسیدم به رییس سلام کردم
رئیس : چرا اینقدر دیر کردی 🧐🙄
ا/ت : ببخشید از این به بعد سعی میکنم زودتر بیام ( با لحن بسیار سرد و بی تفاوت) 😐
رییس : ایندفعه میبخشمت 😪
اَه دلم میخواست خفش کنم باشه حالا یزره دیر کردم میخواد منو بخوره 😬
رفتم نشستم سر جام
به لونا با لحن خسته ای سلام کردم 👋
اونم که به این رفتار من عادت کرده بود با انرژی گفت
لونا : سلام چطوری 🤪
منم به نشونه خوبم سرمو تکون دادم
بعد از چند دقه یه پسر خوشگل اومد 😁 هر چقدر سعی کردم نگاهش نکنم نتونستم
از لونا سوالی پرسید
لونا : لطفاً به باجه شماره ۳ مراجعه کنید 🙏
پسر اومد نشست رو به روی من و به من گفت که میخواد کارتی که گم کرده رو بسوزونه منم ازش اطلاعات کارت رو گرفتم
از زبان جیمین:
دختر خیلی خوشگل و خوش صدا😍 و همچنین سرد و بی احساس بود 🙁
اطلاعات کارت رو که دادم بعد از چند دقه گفت
ا/ت : ببخشید ولی مطمئنید که میخواین این کارت رو بسوزونید آخه اینکه فقط ۳ دلار توشه😄 با کمی خنده
جیمین : بله شما مشکلی دارید ؟ 🤷♀
ا/ت : بله متاسفم
از حرفش خیلی ناراحت شدم ولی به روی خودم نیاوردم ☹️
از زبان ا/ت :
نباید اون حرفو بهش میزدم گناه داشت شاید وضع مالی خوبی نداشت کاش میتوانستم کمکش کنم 😕لبخند تلخی زدم و به کارم ادامه دادم 😢
از زبان جیمین :
کارمو که انجام دادم از بانک خارج شدم یه چند جا دیگه هم کار داشتم بعد انجام کارا پیاده به سمت خونه حرکت کردم که دیدم بارون گرفت😖 منم چتر ☔ نداشتم پس سعی کردم سریع تر حرکت کنم که یهو یه ماشین کنارم بوق زد برگشتم دیدم که .....
از زبان ا/ت :
بعد از پایان ساعت کاری سوار ماشین شدم 🚘به سمت خونه حرکت کردم تو راه بودم که دیدم جیمین (اسمش رو از روی کارت بانکیش دیده بودم ) داره با قدم های سریع رد میشه چتر ☔ هم نداره😶😐 گفتم بزار کمکی کرده باشم نگه داشتم و بوق زدم که متوجه من بشه
برگشت و منو که دید لبخندی زد انگار که من فرشته نجاتش بودم 😂
از زبان جیمین: برگشتم دیدم .......
ادامه دارد اگه شما لایک کنید اگه خوشتون اومد بعدی رو هم میزارم 😁
۳.۵k
۰۲ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.