کتاب اولین تناس تلفنی از بهشت pdf

🌀عنوان کتاب: #اولین_تماس_تلفنی_از_بهشت
🌀نویسنده: #میچ_آلبوم
🌀مترجم: #مریم_انصاری
🌀قطع: رقعی
🌀نوع جلد شومیز
🌀ناشر: اعتلای وطن
🌀تعداد صفحات: صفحه
🌀تعدادصفحات: ۳۸۴ صفحه

برای مشاهده دیگر کتاب ها کلیک کنید.
sirafiha.ir/downloads
برای سفارش و درخواست هر نوع کتابی واتس اپ یا تلگرام پیام دهید
wa.me/989900995320
اینستاگرام ما
instagram.com/sirafiha.ir
کانال تلگرام
t.me/MaghaleSirafShop

کانال واتس اپ
https://chat.whatsapp.com/LotUZeqJURsGCdNk2QZhxd
_________
📚درباره کتاب:
📌داستان روایتگر که تلفن تعدادی از ساکنان شهری کوچک زنگ می‌خورد و آن سوی خط کسانی هستند که با صدای واقعی قبل از مرگشان اعلام می‌کنند که هم اینک در بهشت هستند. وقتی این اتفاق رخ می‌دهد رسانه‌های جدید به دنبال اصل ماجرا می‌گردند تا سرنخ‌هایی از آن را مخابره کنند. هرکس براساس باور و ایمانی که دارد یا ندارد به دنبال استنتاج است. آیا این موضوع یک معجزه است؟ آیا فریب و حقه‌ای در کار است؟ نکته اینجاست که به دنبال این تماس‌ها اتفاقات به ظاهر نامانوس دیگری نیز در حال رخ دادن است. در بخشی از کتاب «اولین تماس تلفنی از بهشت» می‌خوانیم: «روزی که دنیا اولین تماس تلفنی‌ از بهشت را دریافت کرد، تِس رَفِرتی در حال باز کردن یک بسته چای کیسه‌ای بود. دیلینگ دیلینگ! او زنگ تلفن را نادیده گرفت و ناخنش را وارد پلاستیک بسته کرد. دیلینگ دیلینگ! با انگشت سبابه‌اش، به قسمت برآمده‌ی پلاستیک چنگ زد. دیلینگ دیلینگ! بالاخره پلاستیک را پاره کرد، سپس بسته‌بندی را باز و پلاستیک را در مشت خود مچاله کرد. می‌دانست که اگر تلفن را قبل از یک زنگ دیگر برندارد، به‌طور خودکار روی پیغام‌گیر می‌افتد. دیلینگ... «اَلو؟» دیگر دیر شده بود. با خود زمزمه کرد: «اَه. از دست این ماسماسک.» صدای تلفن روی پیشخوان آشپزخانه را شنید که پیغام را با صدای خودش پخش می‌کرد. «سلام، تِس هستم. لطفاً اسم و شماره تلفن خود را بگذارید. در اسرع وقت با شما تماس خواهم گرفت. متشکرم.» صدای بوق شنیده شد. یک لحظه سکوت حکم‌فرما شد، و سپس... «منم مامانت... باید یه چیزی بهت بگم.» نفس تِس بند آمد. گوشی تلفن از دستش افتاد. مادرش چهار سال پیش درگذشته بود. دیلینگ دیلینگ!».

________
.
#امیلی_برونته #رمان_عاشقانه #رمان_خارجي #رمان_فلسفی #داستان_خانومانه #رمان_پرفروش #آناگاوالدا #جنگجوی_عشق #پائولو_کوئیلو #رمان_پرطرفدار #عاشقانه_ترین #کیمیاگر #دافنه_دوموریه #ربه_کا #جین_استین #سه_شنبه_ها_با_موری
دیدگاه ها (۱)

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

فاصله یک لبخند تا جنون

#my.FUCKER.mafai. part7تلفن هیونجین ناگهان زنگ خو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

پارت۱۵پرورشگاهorphanageا.ت:خوشبختم لی ا.ت میتونین ا.ت صدام ک...

Borrowed LifePart4صدای مردی از پشت سرش اومد.لینا برگشت.÷ جون...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:11سرمای هوا به صورتش میخورد.زمستان نزدی...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط