۷۲۱

۷۲۱
داستانم را به #مجنون گفتم و با خنده گفت :
این همه #دیوانگی را از کجا آورده ای؟!

#سجاد_سامانی
دیدگاه ها (۲)

نسیمی شاخه‌هایم را شکست و با خودم خواندمبهار با تو بودن‌ها چ...

خسته از دنیا پناه آورده‌ای اینجا چرا؟گفتم این آقا پناه خستگی...

مجنون از راهی میگذشتجمعی نماز گذاشته بودندمجنون از لا به لای...

خب این همون زارت قبلیمه یکم بهترش کردماین یکی از شخصیت های د...

Me | من

یوخته ساسشعر چیز این ارت استایل جدیدی که واسه داستانم انتخاب...

به چت جی پی تی گفتم اگه کت نپ آدم بود چه شکلی میشد ببینید چی...

خرگووووشششششسلام سلام وبلاخره فردا امتحانی ندارم واومدم یکم ...

وقتی بی توجه ای بهت فشار اورده😂

برای حفظ سلامتی خودش گفتم 😂باید این کا میکرد دیگه😂.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط