غاری یک نفرهام...
غاری یک نفرهام...
درطبقهی دومه آپارتمانی شلوغ...
در محوطهای از یک شهره شلوغ...
صبحها...
بیرون میزنم از خودم...
دنبالِ کوهی...
که جایی یک نفره داشته باشد...
شبها...
برمیگردم به خودم...
آتش روشن میکنم...
وروی دیوارههایم...
طرحی میکشم...
از ازدحامِ بودنهایی که نیستن...
از معشوقهای که باید باشد...
و ندارمش..!
درطبقهی دومه آپارتمانی شلوغ...
در محوطهای از یک شهره شلوغ...
صبحها...
بیرون میزنم از خودم...
دنبالِ کوهی...
که جایی یک نفره داشته باشد...
شبها...
برمیگردم به خودم...
آتش روشن میکنم...
وروی دیوارههایم...
طرحی میکشم...
از ازدحامِ بودنهایی که نیستن...
از معشوقهای که باید باشد...
و ندارمش..!
- ۳۲۴
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط