My_idol
part {13}.
سوار ماشین شدم و رفتیم سمت خونه ای که نزدیک محل کار گرفته بودن.
خونه ی بزرگی بود واقعا.
و ....قشنگ.
وارد شدم و چمدونم رو دادن و یه سری توضیحات واسه یه روز انتخاب ایدل و خود خونه دادن.
تشکر کردم و درو بستم و رفتم سمت اتاق خواب تا وسایلم رو بچینم.
خود خونه همچی داشت و نیازی به مواد غذایی و کلا هیچی نبود.
لباسام و وسایل بهداشتی رو گذاشتم تو کمد و روی میز آرایش وسایل دم دستیم گذاشتم.
و بعد رفتم یه دوش سریع گرفتم چون واقعا نیاز داشتم بهش
بعد رفتم سمت آشپز خونه تا یه چیزی برای خودم درست کنم تا از گشنگی نمیرم.....
کلا این چند روز همینطوری میگذشت تا اینکه.....
یه پیام از طرف مدیر صنعت کیپاپ اومد (همونی که گفته بود قبول شدم )
توی پیام نوشته بود :
با سلام سرکار خانم ات
آیدل ها امتیاز دادن به میکاپ شما و .....
حمایت فراموش نشه زیبا🐇
#فیک
#فیکشن
#رمان
#سناریو
#اسمات
#عاشقانه
#جونگکوک
#ات
#چندپارتی
#my_idol
سوار ماشین شدم و رفتیم سمت خونه ای که نزدیک محل کار گرفته بودن.
خونه ی بزرگی بود واقعا.
و ....قشنگ.
وارد شدم و چمدونم رو دادن و یه سری توضیحات واسه یه روز انتخاب ایدل و خود خونه دادن.
تشکر کردم و درو بستم و رفتم سمت اتاق خواب تا وسایلم رو بچینم.
خود خونه همچی داشت و نیازی به مواد غذایی و کلا هیچی نبود.
لباسام و وسایل بهداشتی رو گذاشتم تو کمد و روی میز آرایش وسایل دم دستیم گذاشتم.
و بعد رفتم یه دوش سریع گرفتم چون واقعا نیاز داشتم بهش
بعد رفتم سمت آشپز خونه تا یه چیزی برای خودم درست کنم تا از گشنگی نمیرم.....
کلا این چند روز همینطوری میگذشت تا اینکه.....
یه پیام از طرف مدیر صنعت کیپاپ اومد (همونی که گفته بود قبول شدم )
توی پیام نوشته بود :
با سلام سرکار خانم ات
آیدل ها امتیاز دادن به میکاپ شما و .....
حمایت فراموش نشه زیبا🐇
#فیک
#فیکشن
#رمان
#سناریو
#اسمات
#عاشقانه
#جونگکوک
#ات
#چندپارتی
#my_idol
- ۱۸.۵k
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط