خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

نخستین نایب؛ انسانی کامل که پل ارتباطی زمین و آسمان شد

لحظه‌ای که تاریخ را تقسیم کرد

سال ۲۶۰ هجری.
امام عسکری (ع) به شهادت می‌رسد.
جعفر کذّاب، برادر امام، ادعای جانشینی می‌کند.
او منکر وجود فرزندی برای امام شد و خود را وارث برادر معرفی کرد.
شیعیان در حیرت فرو می‌روند.
در این میان، عثمان بن سعید، آرام و استوار، قدم جلو می‌گذارد.

او تنها کسی است که «نشانه» را دارد.
امام عسکری (ع) در حضور شاهدان، عثمان را وکیل خود و فرزندش محمد را وکیل امام مهدی (عج) تعیین کرده بود.
امام به حاضران فرموده بود:
«گواه و شاهد باشید که عثمان بن سعید وکیل من است و فرزندش محمد بن عثمان وکیل فرزند من مهدی شماست.»

اینگونه بود که عثمان بن سعید، از «وکیل» به «نایب» تبدیل شد.
نخستین حلقه از زنجیره نیابت.
او نه ادعای امامت کرد (مثل جعفر کذّاب)، نه ادعای پیامبری.
او فقط «امین امام» بود.
و همین امانت‌داری، او را به مقامی رساند که تاریخ شیعه مدیونش است.

هنر عثمان: مدیریت در بحران

دوران نیابت عثمان، یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ شیعه بود.
از یک سو، دستگاه خلافت عباسی با تمام قوا به دنبال یافتن امام دوازدهم می‌گشت.
از سوی دیگر، جعفر کذّاب با همکاری خلفا، تلاش می‌کرد ثابت کند «امام فرزندی ندارد».
و از سوی سوم، گروهی از شیعیان در حیرت و تردید فرو رفته بودند.

عثمان در این مثلث بحران، سه کار بزرگ انجام داد:

یکم: شبکه وکالت را به شبکه نیابت تبدیل کرد.
وکلای شهرها را سازمان‌دهی کرد.
آنها حالا «چشم و گوش» امام غایب بودند.
سوالات را جمع می‌کردند، به عثمان می‌رساندند، و پاسخ‌های مکتوب امام (توقیعات) را به شیعیان ابلاغ می‌نمودند.

دوم: جریان جعفر کذّاب را خلع‌سلاح کرد.
جعفر فریاد می‌زد:
«برادرم فرزندی ندارد. من جانشین او هستم.»
اما عثمان با سکوت و استقامت، و با ارائه «توقیعات» از سوی امام غایب، ثابت کرد که جعفر دروغ می‌گوید.
او نه با هیاهو، که با «عمل تشکیلاتی»، جریان انحرافی را منزوی کرد.

سوم: شیعیان را برای غیبت طولانی آماده نمود.
عثمان می‌دانست که غیبت صغری، یک دوران گذار است.
پس مدام به شیعیان یادآوری می‌کرد:
«شما باید یاد بگیرید که امام را نبینید، اما از او اطاعت کنید.»
این تمرین «اطاعت از نامرئی»، بزرگ‌ترین میراث عثمان برای نسل‌های بعد بود.

جریان عثمان در برابر جریان جعفر

جریان عثمان بن سعید:
کسی که خودش را «خادم» می‌داند، نه «جانشین».
ادعای استقلال از امام ندارد.
افتخارش این است که «امین امام» است.
این جریان، ستون فقرات «ولایت فقیه» در عصر غیبت کبری می‌شود.

جریان جعفر کذّاب:
کسی که وقتی حق را در محاصره می‌بیند، به جای دفاع، به فکر سهم‌خواهی می‌افتد.
او منتظر است تا امام از صحنه خارج شود، بعد ادعای جانشینی کند.
این جریان هم در تاریخ تکرار شده.

عثمان بن سعید به ما می‌آموزد که «نیابت»، مقامی نیست که با زور و ادعا به دست آید.
«نیابت»، امانتی است که فقط با «امانت‌داری» حفظ می‌شود.

عثمان امروز کیست؟

عثمان بن سعید، نماد «مدیر بحران خاموش» است.
کسی که در اوج طوفان، بی‌سروصدا کار می‌کند.
تشکیلات را زنده نگه می‌دارد.
امید را در دل‌ها تزریق می‌کند.
و نمی‌گذارد جریان‌های انحرافی سوار بر موج آشوب شوند.

امروز، عثمان‌ها چه کسانی‌اند؟
آنها را نمی‌شناسی. چون تیتر روزنامه‌ها نیستند.
اما کار اصلی دست آنهاست.
آن وکیل، آن معلم، آن مادر، آن خادم مسجد، آن جوان گمنامی که در دل بحران، به جای هیاهو، تشکیلات را سرپا نگه می‌دارد.
آنها وارثان عثمان بن سعیدند.

و جعفرهای امروز چه کسانی‌اند؟
آنها که در پیچ‌های تاریخ، وقتی ولایت در فشار است، به جای همدلی، به فکر سهم‌خواهی می‌افتند.

درس‌های این قصه

۱. نیابت، امانت است، نه قدرت. عثمان ادعای امامت نکرد. فقط «امین» بود.

۲. بحران‌ها، آدم‌ها را رو می‌کنند. جعفر در بحران، چهره واقعی‌اش را نشان داد. عثمان هم همین‌طور.

۳. تشکیلات، مهم‌تر از هیاهو است. عثمان فریاد نمی‌زد. کار می‌کرد. شبکه می‌ساخت.

۴. اطاعت از نامرئی، اوج بلوغ ایمانی است. غیبت صغری، تمرینی بود برای غیبت کبری.

۵. جعفر کذّاب‌ها همیشه هستند. هر جا حقی در محاصره است، منتظر باش یک «برادر ناخلف» از راه برسد. بصیرت یعنی تشخیص عثمان از جعفر.

در ادامه می‌خوانیم:
«محمد بن عثمان؛ دومین نایب؛ کسی که تشکیلات را به بلوغ رساند.»

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda

#خسف #عثمان_بن_سعید #نواب_اربعه #غیبت_صغری #نیابت #جعفر_کذاب #تشکیلات #ولایت_فقیه #جریان_شناسی #قرارگاه_بصیرت #ظهور
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش اول)

قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط