دل غریبانه شکست و

دل غریبانه شکست و

چشم غریبانه گریست

ناگهان یادم آمد

من #مسلمانم

غرق در اندیشه دیدم:

خون من باز به جوش

اروند هم به خروش و

#شیعه گی هم نصیبش ؛غریبی شده است.

کودکان زیر #لگد مرده اند

وای من ،من چرا #خفته ام؟

زیر لب زمزمه کردم:

گویند که #فدک باز تکرار شده

#شیعه در بحر تلاطم گرفتار شده

گویند که پس ازفدک ، #کربلا می آید

گویند که به #نینوا ،خون خدا می آید

یار عاشورایی من؛

کربلا بحرین است

کربلا در خون است



لولو در انتظار است

من صدای پر مرغان ابابیل را می شنوم

زیر لب زمزمه وار می گویند: «یا زهرا»

و پس از آن صدایی دیگر

«هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله»
دیدگاه ها (۲)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

لبیک یا حسین .... امام صادق ( ع ) : آسمان چهل روز در عزای...

بچه شیعه دعا کن دعا کن که حرم اقای تشنه لب بی سرت ....... :...

تقدیم به شهدای مناباز خفاش های خون آشام، مکه را مثل نینوا کر...

سنج بزن عشق! که وقت عزاست «ماه محرم»- طف خون- «کربلا»ست وقت ...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

باز باران باترانه با گوهرهاي فراوانمي خورد بر بام خانه" يادم...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط