{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بهترینی

تو بهترینی
پارت23

پارسا اومد پایین
پارسا:من دیشب رو یادن میاد
اوا:واقعا چه اتفاقی افتاد ؟
پارسا:نگران نباش انوز دختری
اوا:وای خداروشکر(نفس راحت کشیدن)
پارسا:حتما صدامون دیشب تا بیرون رفته
اوا:اره
پارسا:کیه که بردیا خودشو پاره کنه
اوا:ولی خوب شد مست بودیم تونستیم با بردیا بفهمونیم که ما کردیم
پارسا:اره ولی نمیدونم که چرا انقدر خوشحالم
اوا:منم
یکی در خونه رو مثل خر داشت در میزد پارسا درو باز کرد بردیا اومد تو
بردیا:هرزه دیشب داشتی چه گوهی میخوردی هان
پارسا یقشو گرفت
پارسا:عوضی اشغال به کی گفتی هرزه
یه دونه زد توی دهن بردیا افتاد روش داشت میزد توی دهنش منم داشتم نگاه میکردم عاشق دعوا بودم
اوا:بسه دیگه کشتیش
پارسا از روش بلند شد
پارسا:دفعه اخرت باشه به نامزد من فوش میدی
بردیا باند شد دست منو گرفت
پارسا:اشغال دستتو از روش بکش
بردیا برگشت یه دونه مشت زد توی گوش پارسا افتاد دستمو منو گرفت از در ورودی برد بیرون انداخت توی ماشین
اوا:منو بیار بیرون
پارسا از در خونه اومد بیرون که بردیا پاشو گذاشت روی گاز و رفت
اوا:دیوونه من میخوام پیاده بشمممم(باداد)
بردای اگگار نمیشنید داشت با سرعت تیلی زیاد میرفت که یه کوچه رو یه طرفه رفت یه ماشینم از روبرو
اوا:بردیا نگه دارررر(باصدای بلند)
بردیا پاشو گذاشت روی ترمز
اوا:جیغغغغغ
تصادف.....
دیدگاه ها (۷)

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱*ویو مادر سونگمین*حالا که سونگمین نیست میتون...

Dangerous Saviors=۱

خون و عشق 🩸❤️پارت هفتملینو از کافه بیرون اومد و چند قدمی رفت...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

بهار بدون تو

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

صبح که بیدار شدم گردنم درد میکرد دلم هم همین طورچند لحظه گذش...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1وقتی موقع زایمانته.......... «ویو ا.ت» وارد آشپزخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط