من خسته به دیدار تو چون گل شکرم

من خسته به دیدار تو چون گل شکرم
وز عشق تو چون لاله به خون جگرم
گفتم که دگر باره به سویت نروم
اما به سویت برود پای و سرم
جز عشق تو در باور من چیزی نیست
وز لطف تو در کوی تو زحمت نبرم
ای کاش که دیدار تو ممکن می بود
تا پای در دامن خدمت نبرم
ای در دل من چو جان نهان رازی بود
در پرده جان ز عشق تو شعله ورم
دیدگاه ها (۰)

🕗 #وقت_سلام

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

عاشقانه های شبنم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

ترانه عشق

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

جز در خانهء تو در نزنم جای دگرنروم از سر کوی تو به ماوای دگر...

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران مامی زند زان شعله دایم آتشی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط