انقدر بے مقدمہ

انقدر بے مقدمہ
عاشقتـ شدمــ ...
ڪہ هیچـ ناشرے
ڪتابمو چاپـ نکرد ∪-∪
دیدگاه ها (۷)

من زمستانت شدم،دیگر بهارت نیستم خوشبحالت راحتی،دیگر کنارت نی...

زنــــــــــــــــــــدگی ڪنهیچ ڪسی آنقدر ثروتمندنیستڪهگذشته...

بعضی آدم‌ها دور می‌شوند اما دلتنگی‌شان می‌ماندمی‌ماند گوشه‌ا...

شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکردخود را برای سجده ی آدم ر...

عاشقانه های شبنم

خدایا ” تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدمتو را بخشنده پندا...

هیچ پرستاری زنده در آتش نسوخت هیچ پلیسی قطعه قطعه نشد هیچ پل...

میرم بیرون، میام... اما دیگه هیچ حسی به رفتن و برگشتنم ندارم...

بعضی وقتا خسته نمی‌شی… فقط خالی می‌شی،نه اشکی می‌مونه، نه حر...

پاییز که می‌آید، انگار دنیا کمی آرام‌تر نفس می‌کشد... باران،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط