#عشق_جونگکوک

#عشق_جونگکوک
#𝒑𝒂𝒓𝒕_9
#𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏
★ #𝑴𝒐𝒅𝒊𝒓_𝑻𝒂𝒆𝒉𝒚𝒖𝒏𝒈
#جونگکوک
روی مبل خودمو پرت کردم و چشمامو بستم.
گوشیم زنگ خورد... آروم چشمامو باز کردم و بطرف میز برگشتم و گوشیمو برداشتم و چشمامو بستمو جواب دادم

جونگکوک :بله؟

هوسوک :داداش انقد سرد رفتار نکن... بگذریم امشب میای بریم شام بیرون باهم حرف بزنیم؟

چشمامو باز کردم و بطرف ساعت برگشتم و نگاهی بهش انداختم، با کلافگی جواب دادم...

جونگکوک :باشه هیونگ ساعت هفت رستوران همیشگی

هوسوک :خیلی هم خوب!
پس ساعت هفت میبینمت فعلا

گوشیو قط کردم و روی میز گذاشتم. آروم بلند شدم و به مبل تکیه دادم و زل زدم به دیوار... دست از زل زدن به دیدار برداشتم و بطرف حموم رفتم تا یک دوش آب سردی بگیرم

#نیم‌ساعت‌بعد

با عطر سرد و تلخم دوشی گرفتم و آروم گذاشتمش روی میز دستی لای موهام کشیدم و به خودم توی آیینه نگاه کردم. سری به عنوان رضایت تکون دادم و از اتاق زدم بیرون و از پله ها پایین رفتم و از عمارت زدم بیرون و پشت ماشینم نشستم و به سمت مقصد روندم.

#نیم‌ساعت‌بعد

از ماشین پیاده شدم و سوییچ رو دادم نگهبان و وارد رستوران شدم همه دخترا برگشتن...
مثل همیشه بیخیال از بینشون رد شدم و با چشم دنبال هوسوک میگشتم که دیدم هوسوک با خنده دستشو تو هوا تکون میده. لبخندی زدم و بطرفش رفتم که از پشت میز پاشد و بطرفم اومد و بغلم کرد...

هوسوک :خوبی جونگکوک شی؟

جونگکوک :ممنون هیونگ خوبم

از بغل هم اومدیم بیرون و روی صندلی نشستیم که با لبخند دستشو روی میز گذاشت و چونشو گذاشت روش...

هوسوک :تو واقعا خیلی جذابی کوک!

لبخندی زدم و به صندلی تکیه دادم و پامو روی اون یکی پام انداختم..

جونگکوک :برعکس من تو خیلی خوشگلی هیونگ.. بقول جین مسکنی و همه رو آروم میکنی

زیبا خندید و تکیه داد به صندلیش...

هوسوک :اوه واقعا... خوشحالم

نزدیکم شد...

هوسوک :آقای جذاب چی میل داری؟

جونگکوک :یا پاستا با سس خامه یا پاستای بومگوله
هوسوک :مثل همیشه!
گارسون :خوش اومدید.. چی میل دارید
هوسوک :.........
گارسون :چیز دیگه ای میل ندارید؟
جونگکوک :من نوشابه... حال ندارم سوجو بخورم هیونگ
هوسوک :یک نوشابه یک سوجو
هوسوک :چیزی ناراحتت کرده کوک؟ آخه همش تو خودتی
جونگکوک :بخاطره دختره آناس
خیلی دست پا چلفتیه اصلا کار کردن بلد نیست... من فقط بخاطر جین هیونگ قبول کردم که تو شرکت کار کنه اگه نه...
جونگکوک :اونش مهم نیست مهم اینه عرضه کار کردن نداره
هوسوک :باشه تسلیم
هوسوک :ولی خیلی به تهیونگ میاد نه؟ آخه اخلاقشون کپ همه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

چند پارتی

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

[چند پارتی]

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

چند پارتی (درخواستی)

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط