رفتار سرد
۷
part : 3
ادامه
ویو بار :
ا.ت: وای اینجا چه باحاله 🤗
تهیونگ : هوم .... بیا بریم پیش رفیقام 😄
ا.ت : باشه .
ا.ت دست تهیونگ رو گرفت و رفتن پیش اعضا .
جونگ کوک : سلام ته ته ..... ایشون کیه ؟😳
نامجون: سلام .
جین : دوست دختر پیدا کردی حداقل به من میگفتی 😐
شوگا: ا.ت تو کی با تهیونگ رفتی تو رابطه😑
ا.ت : یه هویی شد 😄
شوگا : اوکی 😐
جیمین: شوگا تو هم خو همیشه یا تو خونه ایی یا تو رخت خواب 😐
جیهوپ رفت سمت تهیونگ و ا.ت
ا.ت : سلام به همگی من .....
تهیونگ : دوست دخترم هستن اسمشون لی ا.ت هست 😊
همه : اووووووو
تهیونگ : کوفت 😑
ا.ت : تهیونگ اینجور نگو 😑
تهیونگ : .....
جونگ کوک : بالاخره یکی پیدا شد ما رو از دست این تهیونگ نجات بده 😉
ا.ت:🤣
جین : مث خودمی خوش خنده ایی😅
نامجون : یه جین کم بود شدن دو تا .
اعضا یکی بکی اومدن تا سلام کنن .
جونگ کوک دستش رو دراز کرد .
ا.ت تا اومد دستش رو بزاره تو دست جونگ کوک که .....
تهیونگ : لازم نیست دست بدید 😑
ا.ت : بس کن 😑
جونگ کوک دوباره دستش رو جلو برد که تهیونگ دستش رو پس زد .
جونگ کوک : ا.ت معلومه دوست مسرت خیلی حساسه پس بهتره دست ندیم .😐
ا.ت : اوففففف.
تهیونگ : کوک درست فکر کرد .
همه نشستن .
ا.ت هم نشست کنار تهیونگ .
تهیونگ دم گوش ا.ت گفت
تهیونگ : زیاد نزدیکشون نشو 😑
ا.ت : بس کن کیم تهیونگ 😠
تهیونگ صداشو کمی بلند تر کرد جوری که بقیه اعضا هم بشنون
تهیونگ : من بس کنم 😠
ا.ت : آره ...... تو خیلی حساسی ..... خیلی رو مخی ...... این کارت قابل تحمل نیست .....صب خو دیدی چیکار کردی اینم از کار الانت 🤬 ]بچه ها ا.ت زیاد گوه خوری میکنه محل ندید ]
تهیونگ : دیگه نبینم این جور با من حرف بزنی .... حساسم خب ؟ دلم میخواد روی تو حساس باشم هر کسی روی دوست دخترش حساسه 😡
ا.ت : باشه ..... پس برو برا خودت دوست دختر پیدا کن ...... چون من دیگه با تو هیچ نسبتی ندارم 😡🥺
تهیونگ : بشین سر جات ا.ت 😠
نامجون : بچه ها بس کنید 😬
جین : بهتره ما دخالت نکنیم 😶
شوگا : الان جای خواهرم کمه 😁
ا.ت : من بحثی باهاش ندارم ............... فقط دوست ندارم با کسی که اینقد همه چیو پیچیده میکنه تو رابطه باشم ...... و این رابطه هم دیگه تمومه 🥺😡
تهیونگ : باشه هر غلتی میخوای بکن 🤬
ا.ت راهشو کشید و رفت بیرون .
شوگا : ریدم دهنت ته چیکارش داری😑
جونگ کوک : دختر بدبخت 😔
جین : لیاقتش رو نداشتی تهیونگ 🤨
نامجون : این مسئله بین خودتونه ولی اینکه اینقد سخت گیری خیلی بده .
تهیونگ : من پشیمون نیستم 😠🙄
اعضا : باشه.
چند ساعت گذشت تهیونگ هنش ویسکی میخورد ولی مست نمیشد آنقدر خورد که خیلی کم مست شد .
ویو ا.ت :
باورم نمیشه کات کردیم وای دیگه هیچ وقت بر نمیگردم پیشش.
رفتم خونه خودم با اینکه پیاده خیلی راه بود اما پول های نقدیم خونه تهیونگ جا مونده بودن 😬
ا.ت : وای پاهام 😟
ا.ت رسید خونه .
ا.ت : وای بالاخره .🙁
ا.ت : دلم میخواست گریه کنم دیگه نتونستم تحمل کنم و زدم زیر گریه.
بعد کمی رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم حموم کمی بعد ......
ادامه دارد .....
اسلاید اول : بار
اسلاید دوم : لباس شوگا
اسلاید سوم : لباس جیهوپ
اسلاید چهارم : لباس نامجون
اسلاید پنجم : لباس جین
اسلاید ششم : لباس جونگ کوک
اسلاید هفتم. لباس جیمین
شرایط :
۱۲لایک
۲۳کامنت
۶بازنشر
part : 3
ادامه
ویو بار :
ا.ت: وای اینجا چه باحاله 🤗
تهیونگ : هوم .... بیا بریم پیش رفیقام 😄
ا.ت : باشه .
ا.ت دست تهیونگ رو گرفت و رفتن پیش اعضا .
جونگ کوک : سلام ته ته ..... ایشون کیه ؟😳
نامجون: سلام .
جین : دوست دختر پیدا کردی حداقل به من میگفتی 😐
شوگا: ا.ت تو کی با تهیونگ رفتی تو رابطه😑
ا.ت : یه هویی شد 😄
شوگا : اوکی 😐
جیمین: شوگا تو هم خو همیشه یا تو خونه ایی یا تو رخت خواب 😐
جیهوپ رفت سمت تهیونگ و ا.ت
ا.ت : سلام به همگی من .....
تهیونگ : دوست دخترم هستن اسمشون لی ا.ت هست 😊
همه : اووووووو
تهیونگ : کوفت 😑
ا.ت : تهیونگ اینجور نگو 😑
تهیونگ : .....
جونگ کوک : بالاخره یکی پیدا شد ما رو از دست این تهیونگ نجات بده 😉
ا.ت:🤣
جین : مث خودمی خوش خنده ایی😅
نامجون : یه جین کم بود شدن دو تا .
اعضا یکی بکی اومدن تا سلام کنن .
جونگ کوک دستش رو دراز کرد .
ا.ت تا اومد دستش رو بزاره تو دست جونگ کوک که .....
تهیونگ : لازم نیست دست بدید 😑
ا.ت : بس کن 😑
جونگ کوک دوباره دستش رو جلو برد که تهیونگ دستش رو پس زد .
جونگ کوک : ا.ت معلومه دوست مسرت خیلی حساسه پس بهتره دست ندیم .😐
ا.ت : اوففففف.
تهیونگ : کوک درست فکر کرد .
همه نشستن .
ا.ت هم نشست کنار تهیونگ .
تهیونگ دم گوش ا.ت گفت
تهیونگ : زیاد نزدیکشون نشو 😑
ا.ت : بس کن کیم تهیونگ 😠
تهیونگ صداشو کمی بلند تر کرد جوری که بقیه اعضا هم بشنون
تهیونگ : من بس کنم 😠
ا.ت : آره ...... تو خیلی حساسی ..... خیلی رو مخی ...... این کارت قابل تحمل نیست .....صب خو دیدی چیکار کردی اینم از کار الانت 🤬 ]بچه ها ا.ت زیاد گوه خوری میکنه محل ندید ]
تهیونگ : دیگه نبینم این جور با من حرف بزنی .... حساسم خب ؟ دلم میخواد روی تو حساس باشم هر کسی روی دوست دخترش حساسه 😡
ا.ت : باشه ..... پس برو برا خودت دوست دختر پیدا کن ...... چون من دیگه با تو هیچ نسبتی ندارم 😡🥺
تهیونگ : بشین سر جات ا.ت 😠
نامجون : بچه ها بس کنید 😬
جین : بهتره ما دخالت نکنیم 😶
شوگا : الان جای خواهرم کمه 😁
ا.ت : من بحثی باهاش ندارم ............... فقط دوست ندارم با کسی که اینقد همه چیو پیچیده میکنه تو رابطه باشم ...... و این رابطه هم دیگه تمومه 🥺😡
تهیونگ : باشه هر غلتی میخوای بکن 🤬
ا.ت راهشو کشید و رفت بیرون .
شوگا : ریدم دهنت ته چیکارش داری😑
جونگ کوک : دختر بدبخت 😔
جین : لیاقتش رو نداشتی تهیونگ 🤨
نامجون : این مسئله بین خودتونه ولی اینکه اینقد سخت گیری خیلی بده .
تهیونگ : من پشیمون نیستم 😠🙄
اعضا : باشه.
چند ساعت گذشت تهیونگ هنش ویسکی میخورد ولی مست نمیشد آنقدر خورد که خیلی کم مست شد .
ویو ا.ت :
باورم نمیشه کات کردیم وای دیگه هیچ وقت بر نمیگردم پیشش.
رفتم خونه خودم با اینکه پیاده خیلی راه بود اما پول های نقدیم خونه تهیونگ جا مونده بودن 😬
ا.ت : وای پاهام 😟
ا.ت رسید خونه .
ا.ت : وای بالاخره .🙁
ا.ت : دلم میخواست گریه کنم دیگه نتونستم تحمل کنم و زدم زیر گریه.
بعد کمی رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم حموم کمی بعد ......
ادامه دارد .....
اسلاید اول : بار
اسلاید دوم : لباس شوگا
اسلاید سوم : لباس جیهوپ
اسلاید چهارم : لباس نامجون
اسلاید پنجم : لباس جین
اسلاید ششم : لباس جونگ کوک
اسلاید هفتم. لباس جیمین
شرایط :
۱۲لایک
۲۳کامنت
۶بازنشر
- ۶.۸k
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط