دلم دیگر با تو نیست

دلم دیگر با تو نیست
میگفتی محال ممکن است کسی جایم را بگیرد
حالا کجایی ببینی
ضربان قلبم چگونه برای او بالا می رود
کجایی ببینی ممنوعه هایم با تو را برای او آزاد کردم
کجایی ببینی لرزش دستانم افتاده
چشمانم دیگر‌ رنگ اشک‌ را به ‌خود نمیبیند مگر ‌به شوق حضورش
اصلا کجایی ببینی چگونه سعی میکنم
بماند همیشه
تا حداقل به تو ثابت بشود احساس من کم نبود
قول داده ام به خودم
قول می دهم به تو
چنان حسرتی بر دلت بگذارم
که روزی هزار بار پشیمان شوی از رفتن ناگهانی ات ...
دیدگاه ها (۷)

007-پنهان در مه - پارت ۶۴

پارت 3۹نورِ لوسترهای کریستالیِ عمارتِ کیم، چشم‌ها رو می‌زد. ...

Ten

دلم دیگر با تو نیست میگفتی محال ممکن است کسی جایم را بگیردحا...

من معمولا شعرخوانی رشید کاکاوند را زیاد میبینم...دوست دارم آ...

تنهایی عزیزمتنهایی مهربانکمی رهایم کنبگذار کمی نفس بکشمببینم...

سلام آقا جان!حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پ...

نه! همین که هستی کافی نیستنمی دانی این فقط بودن‌هایت چقدر آز...

• نامه ای به دخترم :•به خودم قول داده ام وقتی که دختر دار بش...

چشمانم را میبندم، آرام آرام یادت زیر پلک هایم ورق میخورد. با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط