{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

From hate to love

From hate to love



Part: 7



گفتم:

_ تواز کجا میدونی؟

& امم خب از رفتاراش معلومه
_ چرت نگو
دیدم یهو جیمین اومدو لیا رو بوسید💋
اونقدر ذوق کردم که نگوبعد که از هم جدا شدن گفتم
_ فکر نمی کردم تا این حد پیش رفته باشید
لیا که گونه هاش سرخ بود گفت:

& خفه شوووووووو
_ باشه باشه تسلیم
میخواستم قرص سر درد بخورم که تصمیم گرفتم برم پیش جونگ کوک چون عمارت مال اون بود بهش گفتم:

_ جونگ کوک میشه یه لیوان آب بهم بدی
+ وایسا الان برات میارم
اخلاقش خوب بود عجیبه؟

+بیا اینم از آب شما
_مرسییی
قرص رو خوردم ولی چه قرصی بعد ماجرای تجا*وز به خواهرم افسرده بودم
دیدم کوک همش داره میاد نزدیک و من همش عقب میرفتم که سرم خورد به دیوار و یهو جونگ کوک لباش رو گذاشت رو لبام اون داشت لبام رو مک میزد ولی من چی مثل یه چوب خشکم زده بود و هیچ کاری هم نمیکردم
کههههههههههههههههه


خماری😂

این دفعه واسه پارت جدید شرایط داریم

10 تا لایک
5 تا کامنت
همیناااا
دیدگاه ها (۰)

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

پارت ۲۴

پارت ۳۵

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط